الملا فتح الله الكاشاني
284
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كارى كنيد بر قدر توانايى خود و نزد ابن عباس و طاوس منسوخ نيست و مراد از آن قيام است بمفروضات و اجتناب از محرمات و اين امريست مقدور از همه كس پس منسوخ نباشد و بر هر تقدير درين امر تأكيد نهى است از طاعت اهل كتاب و اصل تقات وقيت است كه قلب و او مضمومه كردهاند بتا هم چنان كه در توده و تخمه و يا بالف منقلب شده حاصل كه حقتعالى ميفرمايد بترسيد از خدا در ارتكاب اوامر و اجتناب از نواهى * ( وَلا تَمُوتُنَّ ) * و مميريد * ( إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ) * مگر در حالتى كه شما مسلمانان باشيد مراد آنست كه مباشيد بر هيچ حالى از احوال سواى حال اسلام در وقتى كه موت شما را دريابد چه لفظ نهى اگر چه بر موت واقع شده اما فى الحقيقه امر است باقامت اسلام تا حين موت و در انوار گفته كه نهى از مقيد به حال يا به غير آن گاه هست كه متوجه مىشود بالذات بجانب فعل و گاه هست كه متوجه است بقيد و گاهى بهر دو نه بفعل فقط و بقيد فقط و نهى نيز از اين قبيل است و در مجمع آورده كه معنى آنست كه ترك اسلام مكنيد بلكه بر حال اسلام باشيد تا آنكه موت چون بر شما وارد شود بر اسلام مصادفه كند و بعد از آن گفته كه ورود حرف نهى بر موت جهة حسن استعاره است و زوال لبس چه بديهيست كه موت مقدور بشر نيست تا امر به او تعلق گيرد پس البته متوجه خواهد بود بقيد و معنى آنكه در حين موت بر هيچ حالى نباشيد مگر بر حال اسلام فضيل تفسير اسلام بحسن ظن كرده اى ( الا و انتم محسنون الظن باللَّه ) ابن عباس از رسول ( ص ) روايت كرده كه بعد از تلاوت اين آيه كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه حَقَّ تُقاتِه وَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ) * فرمود كه قالوا ان قطرة من الزقوم قطرت فى الارض لا مرت على وجه الارض معيشتهم فكيف به من هو طعامه يعنى آن حضرت بعد از تلاوت اين آيه فرمود اگر قطرهء از زقوم بر زمين چكد زندگانى بر اهل دنيا تلخ شود پس چگونه بود حال آن كس كه همهء طعام از آن بود پس بايد كه با صفت اسلام از دنيا رحلت نمايد * ( وَاعْتَصِمُوا ) * و چنگ در زنيد اى انصار * ( بِحَبْلِ اللَّه ) * بدين خدا كه حبلى متين است * ( جَمِيعاً ) * در حالتى كه مجتمع باشيد ابو سعيد خدرى و قتاده گويند مراد قرانست لقوله ( ع ) القران حبل اللَّه المتين و بر هر تقدير استعارهء حبل از براى آن از حيثيت آنست كه تمسك به آن سبب نجاتست از ردى هم چنان كه تمسك بحبل سبب سلامتى است از تردى و وثوق به آن و اعتماد بر آن ترشيح مجاز است براى اعتصام و خلاصه معنى آنست كه مجتمع شويد بر استعانة به خدا و وثوق باعتصام او و گويند مراد موافقت حضرت رسالت ( ص ) است يعنى همه اجتماع نمائيد در اعتصام بذيل متابعت سيد انام ( ص ) چه بى آنكه به ظاهر و باطن چنگ در حبل اتباع آن حضرت زنند نه راه به مقصد اصلى توان برد و نه بمطلوب حقيقى توان رسيد نظم