الملا فتح الله الكاشاني
281
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
خزرج گفته بودند بخواند و چون ذكر اين محاربه بميان آمد و ابيات قصيده بمسامع خزرجيان رسانيد از غايت آشفتگى ايشان نيز زبان بهجاى اوسيان گشودند و ايشان تحمل نكرده آغاز سب خزرجيان كردند و كارزار بمقاتله و مجادله كشيد و دليران طرفين مضمار مقابله و ميدان محاربه بياراستند و آغاز تير انداختن و تيغ زدن كرده غبار از معركه هيجا برانگيختند فى الحال جبرئيل ( ع ) بدين ايتها نازل شد و صدر عالم ( ص ) بمعركه ايشان در آمده در قلب دو صف قرار گرفت فرمود با وجود آنكه من در ميان شما ام داعيهء رسوم جاهليت را وا نميگذاريد پس از آنكه خدا شما را باسلام گرامى ساخته طريق دين دارى فرو ميگذاريد ايشان بدانستند كه اين از نزعات شيطان و كيد دشمنان است فى الحال استغفاركنان سلاحها بريختند و اشك ريزان يكديگر را در كنار گرفتند و صلح كردند و دانستند كه اگر فرمان يهود مىبرند از ايمان بكفر باز ميگردند و حق سبحانه با ايشان به اين وجه خطاب مىكند كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد * ( إِنْ تُطِيعُوا ) * اگر فرمان بريد * ( فَرِيقاً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ) * گروهى را از يهود كه شماس بن قيس و اصحاب اويند * ( يَرُدُّوكُمْ ) * باز گردانند شما را * ( بَعْدَ إِيمانِكُمْ ) * پس از گرويدن شما بدين اسلام * ( كافِرِينَ ) * ناگرويدگان يعنى اگر متابعت شماس و متابعان او كنيد شما را مرتد سازند و اگر برخى از شما بصيرت داشته باشند از سر حميت كارى نكنند كه ظاهر او كفر و ارتداد باشد مخاطبهء حقتعالى ايشان را بذات جلال خود بعد از امر رسول ( ص ) به آنكه با ايشان خطاب كند به جهت اظهار عظم قدر ايشانست و اشعار به آنكه ايشان لياقت اين دارند كه حقتعالى آنها را مخاطب سازد و تكلم نمايد و بعد از آن بر وجه انكار و تعجب كفر ايشان در حالى كه مر ايشان را مجتمع است اسباب صارفهء از كفر داعيه بايمان خطاب ميفرمايد بايشان كه * ( وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ ) * و چگونه كافر مىشويد * ( وَأَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ ) * و حال آنكه شماايد كه خوانده مىشود بر شما * ( آياتُ اللَّه ) * آيتهاى خدا كه قرآنست * ( وَفِيكُمْ رَسُولُه ) * و در ميان شما است رسول خدا ( ص ) * ( وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّه ) * و هر كه چنگ زند بدين خدا و ملتجى به او شود در مجامع امور خود * ( فَقَدْ هُدِيَ ) * پس بتحقيق كه راه نموده شود * ( إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * بسوى راه راست و لا محاله مهتدى گردد جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت كند كه ما با يكديگر افتاده بوديم بمرامات و مسابقه كه ناگاه رسول اللَّه ( كالقمر الطالع ) از گوشهء لامع شد همين كه بدست مبارك اشاره بما كرد هر دو گروه از يكديگر متفرق شدند هر يكى بجايى رفتند و بقدوم ميمنت انجام سيد انام عليه الصلاة و السلام فى الحال كدورة تشتت و نزاع بصفاى