الملا فتح الله الكاشاني

279

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

روزهء ماه خود نگاه داريد و اداى زكات خود كنيد و حج خانهء خود كنيد تا در بهشت پروردگار خود داخل شويد و ابى عبد اللَّه ( ع ) از حضرت رسالت ( ص ) روايت كرده كه الحج ينفى الفقر و الذنوب كما ينفى الكير خبث الحديد يعنى حج درويشى و گناهان را زايل ميگرداند هم چنان كه كورهاى آهنگران كه زنگ آهن را زايل ميسازد و احاديث بسيار در باب حج وارد شده كه تحرير ان موجب اطناب مىشود لا جرم به همين قدر اكتفاء نموده شد و بدانكه وجه اتصال اين آيه بما قبل آنست كه چون حقتعالى در آيهء سابق اهل كتاب را امر كرد باتباع ملت ابراهيم و از جملهء آن تعظيم بيت اللَّه الحرام است از اين جهت در عقب آن ذكر بيت الحرام فرمود و فضل فاعل آن و تهديد تارك آن و بعد از آن باز عود كلام بحجاج اهل كتاب نموده فرمود كه * ( قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ ) * بگو اى محمد اهل يهود و نصارى را * ( لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّه ) * چرا نميگرويد بآيتهاى خدا كه دلايل سمعيه و عقليه است بر صدق محمد ( ص ) در آنچه دعوى مىكند در وجوب حج و غير آن و تخصيص اهل كتاب بخطاب دليل است بر آنكه كفر ايشان اقبح است و بر آنچه ايشان اگر چه دعوى ميكنند كه گرويده‌اند بتورات و انجيل اما حقيقت كافرند به آن حاصل آنكه حق تعالى بر سبيل توبيخ و تقريع ميفرمايد كه چرا نميگرويد بآيات داله بر صدق پيغمبر ( ص ) * ( وَاللَّه شَهِيدٌ ) * و حال آنكه خداى تعالى مطلع است و گواه * ( عَلى ما تَعْمَلُونَ ) * بر آنچه ميكنيد از كتمان حق و كفر بآيات ربانى و شما را بر آن مجازات خواهد داد و تحريف و استنكار شما نفع نخواهد رسانيد بشما در مجمع آورده كه مراد بآيات معجزات حضرت رسالت ( ص ) است و علاماتى كه موافق است در صفت به او به آنچه در كتب متقدمه بشارت به آن داده و تسميهء ايشان باهل كتاب با آنكه عمل به آن نميكردند به جهت احتجاج است بر ايشان بكتاب چه ايشان معترف بودند به آن فكانه قال ( يا من تقربا بك من اهل الكتاب لم تكفرون بآيات اللَّه ) و مراد بلفظ استفهام توبيخ است چه اين سؤال تعجيز است از اقامة عذر فكانه قال ( هاتوا العذر فى ذلكم ان امكنكم ) و به جهت تلطف در استدعاى ايشان بايمان مكرر خطاب بايشان كرده بعنوان اهل كتاب و فرموده * ( قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ ) * بگو اى اهل تورية * ( لِمَ تَصُدُّونَ ) * چرا باز ميداريد * ( عَنْ سَبِيلِ اللَّه ) * از راه خدا يعنى دين اسلام كه بنده مامور است بسلوك در آن و منع ميكنيد * ( مَنْ آمَنَ ) * كسى را كه گرويده به خدا و دين حق را قبول كرده مراد عمار ياسر است و رفقاى او كه يهود ايشان را بكيش خويش ميخواندند و در انوار گفته كه تكرار خطاب و استفهام مبالغه است در تقريع و نفى عذر ايشان و اشعار به آنكه هر يك ازيندو امر مستقبح