الملا فتح الله الكاشاني
267
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ايشانراست عذابى دردناك اين مبالغه است در تخذير و اقناط كلى زيرا كه كسى كه فدا از او مقبول نشود بسيار هست كه از او عفو ميكنند بر وجه تكرم و چون كه اين نيز دربارهء كفار واقع نشود پس قنوط كلى لازم ايشان باشد * ( وَما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ ) * و نباشد مر ايشان را يارى دهندگان در باز داشتن عذاب از ايشان از روى مغالبت و نه بر وجه شفاعت من مزيده است از براى استغراق يعنى هيچ يارى در آن باب ايشان را نباشد از انس بن مالك روايتست كه حضرت رسالت ( ص ) فرمود كه يجاء با الكافر يوم القيمة فيقال له ارايت لو كان ملاء الارض ذهبا لكنت نقتدى به فيقول بلى اقبل له لقد سئلت ايسر من ذلك فلم تقبل يعنى روز قيامت كافرى را حاضر گردانند و او را گويند كه اگر ترا بپرى زمين زر بودى خود را آن باز خريدى گويد آرى گويند كه از تو كمتر ازين ميخواستند اجابت نكردى اكنون بچش عذاب دوزخ را الجزء الرابع من الاجزاء الثلاثين * ( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ ) * هرگز نرسيد بحقيقة نيكويى كه آن كمال خير است و يا نرسيد ببر خدا كه آن رحمتست و رضاى او و جنت * ( حَتَّى تُنْفِقُوا ) * تا آنكه نفقه كنيد و صدقه دهيد * ( مِمَّا تُحِبُّونَ ) * از آنچه دوست ميداريد از مال كه بر فقرا تصدق كنيد يا مراد جاهست كه بدان معاونت درماندگان كنيد يا بدن كه قوت آن را بطاعة مبذول سازيد يا دل كه آن را وقف محبت الهى گردانيد يا جان كه آن را در راه رضاى خدا دربازيد يا سر كه آن را از ادناس تعلق بما سواى اللَّه بپردازيد و گفتهاند كه هر كه در دنيا محبوب خود را نفقه كند در عقبى بمطلوب خود رسد و هر كه از سر دنيا درگذرد بقرب حضرت مولى رسد و كلمه من احتمال تبيين و تبعيض دارد ابو ايوب انصارى روايت كند كه بعد از نزول اين آيه ابو طلحه انصارى بجانب حضرت رسالت ( ص ) آمد و گفت يا رسول اللَّه اطيب اموال و احب آن نزديك من بيرجاء است هر جا كه خدا حكم كند وضع كن و آن باغى بود در غايت مرغوبى و نهايت تازگى و خوبى كه حضرت رسول ( ص ) گاه گاه بدان درآمدى و از آب و ميوهء آن تناول فرمودى پس در جواب ابى طلحه گفت كه بخ بخ اين ماليست با سود بسيار پس حضرت آن باغ را ميان اقرباء او قسمت فرمود و زيد بن حادثه اسبى را نزد رسول ( ص ) آورد و گفت يا رسول اللَّه ( ص ) اين اسب احب اموال منست نزد من آن را در راه خدا صرف كن حضرت اسامت بن زيد را بر آن سوار كرد زيد گفت ( ان اردت ان اتصدق به ) من ميخواستم كه آن را تصدق كنم حضرت فرمود قد قبله منك حقتعالى آن را از تو قبول كرد و اين دليل است بر آنكه كه انفاق احب اموال بر اقارب افضلست و بر آنكه آيه شامل واجب و مستحبّ است و از حضرت