الملا فتح الله الكاشاني
225
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كرد تا علم پيدا كند به آنكه حق سبحانه ايجاد شيء خواهد كرد و بنا برين استعمال لفظ امر اينجا در ( ما ليس بامر ) جهت دلالتست بر آنكه فعل او بمنزلهء فعل مأمور است كه هيچ كلفتى در آن بر امر آن نميرسد و قوله * ( وَيُعَلِّمُه الْكِتابَ ) * كلاميست مبتدا كه محلى از اعراب ندارد و ذكر آن به جهت تطييب قلب مريم است و ازاحهء آنچه او را مهموم ساخته بود از خوف لوم آنكه گويند كه مريم فرزند بيشوهر آورده و يا آن كه عطفست بر يبشرك به وجيها يا يخلق و بر هر تقدير معنى آنست كه بياموزد او را خدا كتابهاى فرو فرستاده شدهء پيش از او چون صحف شيث و ابراهيم و غير آن * ( وَالْحِكْمَةَ ) * و علم حلال و حرام كه حكمة شريعت است و علم سنن يا ادلهء عقليه * ( وَالتَّوْراةَ وَالإِنْجِيلَ ) * تعليم دهد او را تورية و انجيل تخصيص اين دو كتاب از كتب منزله جهت تفضيل است و ميتواند بود كه مراد بكتاب كتبه باشد يعنى علم نوشتن را به او تعليم دهد و قوله * ( وَرَسُولًا ) * منصوب است بمضمر بر ارادهء قول و تقدير اينست كه ( و يقول ارسلت رسولا ) يعنى گويد فرستاده شدهام فرستاده شدنى * ( إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ ) * بسوى فرزندان يعقوب تخصيص بنى اسرائيل به جهت خصوص بعث اوست بايشان يا بنا بر رد دعوى آنكه گفته كه او بر غير بنى اسرائيل مبعوث شده و يا منصوب است بعطف بر احوال متقدمه گاهى كه متضمن معنى نطق باشد فكانه قال ( و ناطقا بانى ) يعنى در حالتى كه گويا باشد وقت فرستادن او * ( أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ ) * به آنكه من بتحقيق آوردهام بشما * ( بِآيَةٍ ) * علامتى و نشانهء * ( مِنْ رَبِّكُمْ ) * از نزد پروردگار شما و آن علامت گواه رسالت من است و مراد به آية جنس است نه فرد زيرا كه پنج علامت ذكر مىكند اول * ( أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ ) * منصوبست محلا بر آنكه بدل است از انى قد جئتكم يا مجرور به آنكه بدل باشد از آية يعنى ناطق شود به اينكه من تصوير ميكنم براى شما يا آوردهام بشما اين علامت را كه ميسازم و مصور مىگردانم براى شما و يا مرفوع المحل است بر حذف مبتدا اى هى انى يعنى اين علامة آنست كه ميسازم براى شما * ( مِنَ الطِّينِ ) * از گل * ( كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ ) * مانند شكل مرغى * ( فَأَنْفُخُ فِيه ) * پس ميدمم نفس خود را در آن چيزى كه به شكل مرغ از گل ساختهام * ( فَيَكُونُ ) * پس ميگردد آن گل مصور * ( طَيْراً ) * مرغى زنده پرواز كننده * ( بِإِذْنِ اللَّه ) * بامر خدايا بمشيت او گويند به شكل خفاش از گل ميساخت و بر دست گرفته نفس در او ميدميد بقدرة ربانى طيران آغاز مىكرد و ميان آسمان و زمين بپرواز ميآمد و تخصيص خفاش جهت آن بود كه خلقت او در ميان مرغان تمامتر است چه او را پستان و دندان هست