الملا فتح الله الكاشاني

221

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

مبالغه در محافظت بر آن و تقديم سجود بر ركوع يا بجهة آنست كه در شريعت ايشان سجود مقدم بر ركوع بوده و يا بجهة تنبيه بر آنكه واجب نيست كه واو براى ترتيب باشد يا به جهت اقتران * ( ارْكَعِي ) * براكعين بجهة ايذان بر آنكه در نماز هر كه راكع نباشد مصلى نخواهد بود و گويند مراد بقنوت ادامه اطاعت است كقوله تعالى أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَقائِماً و مراد بسجود صلاة است لقوله وَأَدْبارَ السُّجُودِ و به ركوع خشوع و اخبات مجاهد گفته كه مراد بقنوت اطاله قيام است با دعا و به سجده سجدهء شكر است براى نعمت مذكوره و ركوع بمعنى صلاة * ( ذلِكَ ) * اينكه مذكور شد درين آيات از حديث مريم و زكريا و يحيى ( ع ) * ( مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ ) * از اخبار پوشيده است كه شناخته نميشود مگر بوحى و ما آن را بجهة اظهار اعجاز تو * ( نُوحِيه إِلَيْكَ ) * وحى ميكنيم و به زبان جبرئيل به تو ميفرستيم * ( وَما كُنْتَ ) * و نبودى تو اى محمد ( ص ) * ( لَدَيْهِمْ ) * نزديك احبار بيت المقدس * ( إِذْ يُلْقُونَ ) * آن هنگام كه مىانداختند از براى قرعه * ( أَقْلامَهُمْ ) * قلمهاى كتاب خود را به جهت تبرك يا تيرهاى اقداح را تا بدانند كه * ( أَيُّهُمْ ) * كدام يك از ايشان * ( يَكْفُلُ مَرْيَمَ ) * پابند آن شود بتعهد مريم مراد تقرير اينست كه اخبار مذكوره وحى است بر سبيل تهكم بمنكران آنچه طريق معرفة وقايع مشاهده است يا سماع و عدم سماع معلومست و هيچ شبههء نيست در اين نزد اهل انكار پس باقى نماند الا اينكه اتهام بجهة احتمال عيانست و اين خود مظنون هيچ عاقلى نيست پس طريق معرفت اين اخبار كه موافق آن چيزيست كه در كتب اخبار است منحصر باشد بوحى و قوله ايهم متعلق است بمحذوفى كه ( يلقون أقلامهم ) دالست بر آن اى ( يلقونها ليعلموا او يقولوا ايهم يكفل مريم ) بعد از آن بر سبيل تعجب پيغمبر از رغبت احبار و حرص ايشان در تربيت مريم ميگويد * ( وَما كُنْتَ لَدَيْهِمْ ) * و نبودى تو نزديك ايشان * ( إِذْ يَخْتَصِمُونَ ) * آن وقت كه مخاصمه ميكردند براى كفالت مريم و در آيه دلالت است بر آنكه قرعه را مدخلى هست در تميز حقوق و صادق ( ع ) فرمود كه ما يقارع قوم و فوضوا امورهم الى اللَّه الا خرج بينهم الحق يعنى هيچ قومى با هم قرعه نزنند و تفويض امور خود نكنند به خدا مگر كه قرعه به آنچه حقست در ميان ايشان بيرون آيد و ظاهر گردد و بعد از آن فرمود اى قضية اعدل من القرعة اذا فوض الامر الى اللَّه عز و جل أ ليس اللَّه يقول فساهم فكان من المدحضين كدام قضيه عدل تراز قرعه تواند بود هر گاه مفوض شود امر بخداى آيا حقتعالى نفرموده كه فَساهَمَ فَكانَ مِنَ