الملا فتح الله الكاشاني
222
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
الْمُدْحَضِينَ يعنى يونس قرعه زد پس بود از قرعه در افتادگان يعنى قرعه بنام او بر آمد و از باقر ( ع ) مرويست كه اول من سوهم عليه مريم بنت عمران اول كسى كه مقارعه كردند بر او مريم بود كه دختر عمرانست پس اين آيه تلاوت فرمود كه * ( وَما كُنْتَ لَدَيْهِمْ ) * تا آخر مرويست كه عبد المطلب نه پسر داشت نذر كرد كه اگر پسر دهم متولد شود او را قربان كند چون عبد اللَّه بوجود آمد هر چند خواست او را ذبح كند نتوانست چه نور محمد ( ص ) در سلب او بود پس ده شتر آورد و قرعه بزد بر آنها و بر عبد اللَّه قرعه بنام عبد اللَّه بر آمد ده شتر ديگر بر آن افزود و بر آن بيست شتر و عبد اللَّه قرعه زد قرعه نيز بنام عبد اللَّه بر آمد و همچنين ده ده ميافزود و قرعه ميزد بنام عبد اللَّه بر ميآمد تا آنكه به صد شتر رسيد درين نوبت قرعه باسم شتران بيرون آمد عبد المطلب گفت ما ( انصف ربى ) پس بار ديگر سهام را اعاده كرد تا سه نوبت قرعه باسم شتران بر آمد گفت ( الان عملت ان ربى قد رضى ) اكنون دانستم كه حقتعالى به اين راضى است پس آن صد شتر را قربان كرد و اينكه حضرت رسالت ( ص ) فرموده انا بن الذبيحين مراد اسماعيل و عبد اللَّهاند * ( إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ ) * ياد كن اى محمد ( ص ) وقتى كه گفتند فرشتگان و اصح آنست كه جبرئيل گفت * ( يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّه ) * اى مريم بدرستى كه خداى * ( يُبَشِّرُكِ ) * مژده ميدهد تو را * ( بِكَلِمَةٍ مِنْه ) * بكلمهء از خود مراد حضرت عيسى ( ع ) است كه بكلمهء كن حاصل شده بى پدر و اگر چه هر مخلوقى از بنى آدم بواسطهء اين كلمه آفريده شدهاند اما چون سبب متعارف كه والد است در عيسى مفقود است پس اضافه حدوث او به كلمه اتم و اكمل باشد يا باعتبار آنكه در گهواره تكلم نموده كه وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ و يا آنكه بكلمهء خدا كه انجيل است متكلم شد * ( اسْمُه ) * نام اينكلمه اينست كه * ( الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ) * مسيح لقب اوست و عيسى اسم او و تذكير ضمير باعتبار مسمى است و تقديم لقب بر اسم بر وجه تعظم است چنان كه ما مىگوييم نام پيغمبر ما مصطفى محمد است صلى اللَّه عليه و على جميع الانبيا و در انوار گفته كه مسيح از القاب مشرفه است و اصل آن بعبرى مشيح است يعنى مبارك و عيسى معرب ( ايشوغست ) و اينكه گفتهاند كه اشتقاق آن از مسح است زيرا كه ممسوح بود به بركت يا به چيزى كه مطهر او شد از ذنوب ريا مساحت ارض ميكرد يعنى تردد ميكرد در آن و در يك موضع اقامه نميكرد يا جبرئيل ( ع ) مسح او كرد يا چون دست بر چشم اعمى يا بدن ابرص و غير آن از ذوى العاهات ميماليد شفا مييافت و اشتقاق عيسى از عيس كه آن سفيدى است كه سرخى بر بالاى آن نمايان باشد محض تكليفست و چون ابن مريم صفتى است كه مميز عيسى است از غير مانند تميز اسماء از اين جهت اين در سلك اسماء منتظم گشته و تعداد خبر منافى افراد مبتدا نيست زيرا كه مبتدا اسم