الملا فتح الله الكاشاني
217
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
او به جهت تعريف و وزن فعل است و بنا بر آنكه لفظ اعجمى است منع صرف او به جهت عجمه و علمية است و قوله * ( مُصَدِّقاً ) * حال است از يحيى در حالتى كه آن فرزند كه يحيى نام داشته باشد باور كننده باشد و ايمان آورنده * ( بِكَلِمَةٍ ) * بعيسى كه كلمه ايست * ( مِنَ اللَّه ) * از نزد پروردگار عالم چه موجود گشته بكلمهء كن بدون واسطهء پدرى پس مشابه است بعالم امر كه بمحض امر مخلوق شده بى سببى و يا واسطهء و يا آنكه مراد به آن كتاب خداست و تسميه آن به كلمه از قبيل اطلاق كلمه است بقصيده كما قيل كلمته حويدرة اى قصيدته و مؤيد اول است كه در اخبار ثابت شده كه اول كسى كه بعيسى ايمان آورد يحيى ( ع ) بود و او بششماه از عيسى بزرگتر بود و پسر خاله يكديگر بودند و يحيى را پيش از آن كشتند كه عيسى را به آسمان برند * ( وَسَيِّداً ) * و در حالتى كه مهتر قوم بوده باشد در حلم و علم و كثرت عبادت و فرطهء تقوى و زهادت و غير آن از اخلاق حسنهء مرضيه از مفضل منقولست كه سيد بوده در دين و مجاهد گفته نزد خدا مكرم و گرامى بود از ام سلمه روايت است كه روزى ازواج رسول ( ص ) به خانه من آمدند و هر كدام از مادر مفاخرت خود چيزى ميگفتند فاطمه ( ع ) بگفتار در آمد و زبان بافتخار حسب و نسب و فضايل اهل البيت ( ع ) گشوده بر همهء ايشان فايق آمد عايشه بفاطمه ( ع ) گفت كه ( ما لكم يا بنى هاشم حزتم السادة باسرها اما انت فسيدة نساء العالمين و اما ابوك فسيد ولد آدم و اما زوجك فسيد العرب و اما ابناك فسيدا شباب اهل الجنة و اما عمك فسيد الشهداء ) يعنى اى بنى هاشم جمع كردهايد همهء سيادت را در خود اما تو اى فاطمه بهترين زنان عالميانى و اما پدر تو سيد ولد آدم است و اما شوهر تو سيد عربست و اما هر دو پسر تو سيدان جوانان بهشتند و اما عم تو سيد شهد است پس نگذاشته ايد از براى كسى بعد از خود سيادت را فاطمه ( ع ) برخواست و ميگفت أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّه مِنْ فَضْلِه * ( وَحَصُوراً ) * در حالتى كه حصار كرده شده است اين مبالغه است در جنس نفس از شهوات و ملاهى يعنى خود را باز گرفته باشد از شهوت مرويست كه در سن سه سالگى بجمعى از كودكان رسيد كه بازى ميكردند وى را ببازى ترغيب كردند فرمود ما للعب خلقنا ما براى بازى آفريده نشدهايم از پيغمبر مرويست كه يحيى هرگز معصيت نكرد و قصد معصيت نيز ننمود از امام زين العابدين ( ع ) پرسيدند كه فضلى از فضايل جدت امير المؤمنين ( ع ) بيان فرما فرمود مطول گويم يا مختصر گفتند مختصر فرمود ما هم بمعصية قط هرگز قصد معصيت نكرد هم چنان كه يحيى از ابن عباس و ابن مسعود و حسن و قتاده نقلست كه ( الحصور هو الذى لا ياتى النساء ) حصور كسيست كه اتيان ننمايد به هيچ زنى چه يحيى هرگز متزوج نشده يعنى به جهت اشتغال او بطاعت و عبادت و توجه او به حضرت عزت و امور آخرت متزوج نميشد