الملا فتح الله الكاشاني
214
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
آن بود كه بتولاى تربيت دختر او قيام نمايند و به آن بر اقران خود افتخار كنند و ايشان بيست كس بودند از جملهء آنها زكريا گفت من اولى ام بتربيت او چه خاله او در خانهء من است ايشان به اين راضى نشدند پس قرار بر قرعه دادند بر اين وجه كه قلمهاى خود را كه بدان كتابت تورية كردندى بكنار نهر اردن برده در جوى آب افكندند و گويند كه هر يك تيرى را بتراشيدند و در آن آب انداختند مشروط به آنكه قلم يا تير هر كس كه بر سر آيد پرورش مريم به دو متعلق باشد القصه قلم زكريا كه از اولاد سليمان بن داود بود و از پيغمبران بزرگوار بر سر آب آمد و كفالت مريم بر وى مقرر گشت * ( وَكَفَّلَها زَكَرِيَّا ) * و به اين وجه سپرده حقتعالى مريم را بزكريا و زكريا او را بخانهء خود برده جهت ارضاع او دايهء مقرر فرمود و چون از حد طفوليت در گذشت او را به مسجد آورده غرفهء را كه جز از نردبان صعود بر آن ميسر نشدى براى او ترتيب داد هر گاه زكريا از تعهد حال او فارغ شدى در آن غرفه را بقفلى محكم بستى و آن كليد را با خود داشتى و در حفاظ و حراست او باقصى الغايه كوشيدى و در اكثر تفاسير مذكور است كه آن غرفه را هفت در بند بود كه همه را مقفل ساختى و همه كليدهاى آن با خود داشتى و در حفظ آن بنهايت غايت اهتمام نمودى تا كه مريم بزرگ شد و انوار ولايت بر صفحات احوال او ساطع و لامع گشت * ( كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها ) * هر گاه در آمدى بر مريم ( ذكر المحراب ) زكريا بغرفهء كه مريم در آن جا بود تسميهء غرفهء او به محراب جهت آن است كه آن محل محاربه بود با شيطان چه آن موضع عبادت و اشرف بقع بيت المقدس بود حاصل كه زكريا هر گاه در آن داخل شدى * ( وَجَدَ عِنْدَها ) * مييافت نزديك مريم * ( رِزْقاً ) * روزيى و آن ميوهء تابستان بود در ميان زمستان و محصول زمستانى در تابستان زكريا چون چند نوبت مشاهده كرد كه همهء درهاى غرفه مقفل است و اين نوع طعام نزد مريم حاضر بود متعجب شده * ( قالَ يا مَرْيَمُ ) * گفت اى مريم * ( أَنَّى لَكِ هذا ) * از كجاست ترا اين روزى كه ميوه ايست در غير وقت آن * ( قالَتْ ) * گفت مريم * ( هُوَ ) * اين روزى كه ميبينى * ( مِنْ عِنْدِ اللَّه ) * از نزديك خدايست پس استبعاد مكن و گويند اين در حين طفوليت وى بود و شير هيچ كس را نميگرفت بلكه حق سبحانه روزى را از بهشت بر او نازل ميگردانيد و او در حين غير تكلم به اين كلام متكلم ميشد همچنين كه پسرش عيسى ( ع ) و بعد از آن گفت * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خدا * ( يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ ) * روزى ميدهد هر كه را ميخواهد * ( بِغَيْرِ حِسابٍ ) * بيشمار از غايت كثرة يا به غير استحقاق مرزوق عليه بلكه بمحض تفضل ميتواند بود كه اين كلام حق سبحانه باشد نه مريم و اين آيه دليل است بر جواز صدور كرامت از