الملا فتح الله الكاشاني

215

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اوليا و اينكه بعضى آن را معجزهء زكريا ميدانند اشتباه اين امر بر او دافع آنست و در اكثر تفاسير اهل سنت چون انوار التنزيل و كشاف و معالم التنزيل و غير آن مسطور است كه روزى حضرت رسالة ( ص ) در زمان قحط و تنگسالى بخانهء فاطمه ( ع ) آمد فرمود از خوردنى در خانه هيچ چيز هست كه پدرت سه روز است كه طعام نخورده و در حجرات ازواج هم چيزى نبود فاطمه و امير المؤمنين و حسن و حسين ( ع ) نيز مدت سه روز بود كه طعام نيافته بودند فاطمه ( ع ) صورت حال بعرض رسانيد آن حضرت از آنجا بيرون آمد و فاطمه ( ع ) بجهة اين بسيار محزون و غمگين گشت پس به خانه رفت و سجادهء مبارك بگسترد و دو ركعت نماز بگذارد و بعد از فراغ از مناجات بدرگاه قاضى الحاجات از سر سوز و نياز گفت الهى از غيب طعامى بما رسان و دل مرا از اندوه پدر و شوهر و فرزندان باز رهان مقارن اين حال ديد كه جفنهء خالى كه در آن خانه بود بخارى از آن برآمد چون از دعا بپرداخت و نظر در آن جفنه كرد ديد آن را كه مملو از طعام است سر آن را بپوشيد و حسن ( ع ) را بطلب آن حضرت فرستاد شاه زاده از عقب سيد عالم روان شد و به اندك زمان سيد كونين حجرهء مادر سبطين را بنور قدوم وافر السرور آرايشى تمام داد چون بر مسند خود قرار گرفت فاطمه ( ع ) جفنه طعام پيش آورد و برسم خدمتكارى بايستاد همين كه انگشت ماه شكاف آن آفتاب بدر مصاف سرپوش از روى جفنه برداشت ظرفى بود پر از نانهاى لطيف و مملو از گوشتهاى لذيذ و از آنجا بويى ميدميد بر مثال بوى مشك سيد عالم ( ص ) فرمود كه انى لك هذا اين از كجا به تو رسيده عندليب زبان زهرا و بتول عذرا على الفور بر شاخسار الهام ملك علام به اين جواب مترنم گشت كه هو من عند اللَّه اين از نزد خداوند است * ( إِنَّ اللَّه يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ) * حضرت رسالت ( ص ) بعد از استماع اين كلام گل رخسارش از شادى بر افروخت و فرمود الحمد للَّه الذى جعلك شبيهة سيدة نساء بنى اسرائيل سپاس مر خداى را كه از روى فضيلت تو را بسيده زنان بنى اسرائيل يعنى مريم بنت عمران مانند گردانيد كه هر گاه حقتعالى او را روزى فرستادى و زكريا از او پرسيدى كه اين از كجا است همين جواب دادى كه هو من عند اللَّه پس رسول خدا ( ص ) فرمود تا امير المؤمنين و امام حسن و حسين را حاضر گردانيدند و بهيئت مجموعى از آن تناول كردند و سير شدند هنوز آن جفنه از طعام مملو بود پس فاطمه ( ع ) همسايه ها را نيز به اقسام وافيه كافيه بهره مند گردانيد و در روايت آمده كه هفت شبانه روز آن طعام بر آن منوال در آن خانه نهاده بود و در اين مدت اهل بيت سيد انام ( ص ) صبح و شام از آن مىنوشيدند از آن ذرهء كم نميشد روزى شاه زاده حسين ( ع ) از خانه بيرون آمد لقمهء از آن گوشت در دست داشت زنى يهوديه آن را بديد گفت اى اهل بيت شما را اينگوشت لطيف از كجا رسيده حسين ( ع ) فرمود كه اين را از عالم غيب بما حواله نموده‌اند يهوديه گفت اين نواله را حواله من كن از آنجا كه كرم كمال شاهزاده بود دست دراز كرد كه آن لقمه را بدان زن زهد آن را از دست وى ربودند و كاسه را نيز از آن خانه بالا بردند و حضرت رسالة ص فرمود كه اگر