الملا فتح الله الكاشاني

182

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آن قنطار مجتمع است و صحيح نيست قول آن كسى كه تخصيص قنطار بذهب مىكند زيرا كه حقتعالى در او جمع ذهب و فضه كرده و جميع اقوال مذكوره راجع بكثرتست ( و الخيل المسومة ) و از اسبانى كه علامت دارند و آن از سومه مأخوذ است بمعنى علامت و يا مسومه بمعنى چرانيده ماخوذ از اسام الدابة و سومها و اين قول ابن جبير است و نزد حسن و عكرمه و سدى از سيماء ماخوذ است بمعنى حسن يعنى اسبان نيكو و ابن زيد گفته كه مراد اسبانىاند كه معد باشند براى جهاد و نزد بعضى ديگر مسومه بمعنى مطهمه است يعنى اسبانى تمام خلقت با حسن صورت و از امير المؤمنين ( ع ) مرويست كه رسول ( ص ) فرموده در وقتى كه حقتعالى اراده فرموده كه اسب را بيافريند باد جنوب را گفت كه من از تو خلقى ايجاد خواهم كرد كه عز اوليا و دوستان من و جمال اهل طاعة و منزلة دشمنان من به آن باشد باد بفرمان رب العباد با فرشتگانى كه بر باد موكلند گفتند بار خدايا امر امر تست پس اسب را از جنوب خلق فرمود و گفت من ترا از چيزى غريب آفريدم و خير را در پيشانى تو وضع كردم و غنايم را بر پشت تو جمع كردم و خداوند ترا بر تو مهربان كردم و ترا پرنده بى پر گردانيدم فانت للطلب و انت للهرب پس ترا براى طلب دارند و براى هرب نگه دارند و من بر پشت تو مردانى سوار كنم كه تسبيح و تهليل و تحميد و تكبير من كنند و تو بتسبيح و تهليل ايشان تسبيح و تهليل ميكنى و بعد از آن آن حضرت فرمود كه هيچ تسبيح و تهليل نباشد كه اسب بشنود مگر بمانند آن جواب گويد آن گه گفت چون ملائكه صفة اسب شنيدند و خلقش را بديدند گفتند بار خدايا ما ملائكه توايم و تسبيح و تهليل تو مىگوييم ما را نيز مثل آنچه به بنى آدم عطا كردهء كرامت فرما حقتعالى براى ايشان اسبان ابلق بيافريد گردنهاى ايشان چون گردن شتران بختى و چون اسب را به زمين فرستاد و پاهاى او بر زمين قرار گرفت شيههء كرد حق سبحانه فرمود بركت من بر تو باد بشيههء تو مشركان را ذليل گردانم و دلهاى ايشان را به جهة تو بترسانم و چون بر آدم عرض اشيا نمود با آدم گفت آنچه خواهى از اين اشيا اختيار كن براى خود وى اسب را برگزيد حقتعالى فرمود عز خود و عز فرزندان خود برگزيدى و بعد از آن خطاب به او كرد كه اى آدم تا تو باشى و بنى نوع تو باشند بركت من در ميان شما باشد و بعد از شما هيچ چيزى نيافريدم كه نزد من محبوبتر از اسب باشد و از پيغمبر ( ص ) روايتست كه يمن لخيل فى شقرها ميمنت اسب در اشقر آنست و خباب از پيغمبر ( ص ) روايت كند كه فرمود اسبان بر سه قسمند فرس الرحمن و فرس للانسان و فرس للشيطان اسبى كه خدايراست آنست كه در راه خدا براى جهاد كفار مربوط سازند و آنچه آدميان راست اسبى است كه براى نسل و نتيجه نگاه دارند و اسبى كه شيطان راهست آنست كه بر او گرو بندند و قمار بازند * ( وَالأَنْعامِ ) * و ديگر از مشتهيات نفس چهار پايانند از شتر و گاو و گوسفند