الملا فتح الله الكاشاني
183
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( وَالْحَرْثِ ) * و ديگر كشت زار و زمينها براى زرع * ( ذلِكَ ) * اينكه مذكور شد از امور مشتهيهء نفس * ( مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا ) * چيزيست كه برخوردارى يابند از آن در زندگانى دنيا و از آن متمتع و محظوظ شوند * ( وَاللَّه ) * و خدايى كه معبود به حق است * ( عِنْدَه ) * نزد اوست * ( حُسْنُ الْمَآبِ ) * نيكويى باز گشت اين تحريص است بر استبدال آنچه نزد اوست از لذات حقيقيه ابديه بشهوات مخدعهء فانيه و آن لذات بر وجهى باشد كه ( ما لا عين رات و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر و فيها ما تشتهى الا نفس و تلذ الاعين ) و چون حقتعالى در اين آيه تصغير دنيا كرد و تزهيد مردمان نمود در عقب آن تعظيم آخرت مىنمايد و ترغيب مردمان در آن بقوله * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) * ( أَ أُنَبِّئُكُمْ ) * آيا خبر دهم شما را اى مردمان * ( بِخَيْرٍ مِنْ ذلِكُمْ ) * ببهتر از اينها كه گفته شد * ( لِلَّذِينَ اتَّقَوْا ) * اين استينافست از براى بيان آنچه بهتر باشد ايشان را يعنى براى آنان كه پرهيز كردند از شرك و اجتناب نمودند از فواحش * ( عِنْدَ رَبِّهِمْ ) * نزديك پروردگار ايشان * ( جَنَّاتٌ ) * بوستانهائيست كه * ( تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * ميرود از زير قصور يا اشجار آن بوستانها جويهاى آب كه در شكاف نرود بلكه بر روى زمين رود و متفرق نگردد بخلاف جوى هاى دنيا * ( خالِدِينَ فِيها ) * در حالتى كه جاويد باشند متقيان در آن بوستانها ذكر خلود جهة آنست كه خوف انفاع منقص نعمت است * ( وَأَزْواجٌ ) * و مر ايشانراست زنان حورى و انسى * ( مُطَهَّرَةٌ ) * پاكيزه از قاذوراتى كه زنان دنيا را مىباشد يا پاك از نقص خلق و خلق * ( وَرِضْوانٌ مِنَ اللَّه ) * و ديگر مر ايشان راست خشنودى از خدا و اين از بهشت و نعم آن بهتر است * ( وَاللَّه بَصِيرٌ ) * و خدا بينا است * ( بِالْعِبادِ ) * ببندگان و اعمال ايشان پس مثاب ميگرداند محسن را و معاقب ميسازد مسيء را و يا عالم است باحوال آنان كه متقىاند فلهذا آماده كرده است براى ايشان جناتى كه بصفات مذكوره است حقتعالى به اين آيه تنبيه فرمود بر مراتب نعم خود پس ادناى آن متاع دنيا است و اعلاى آن رضوان خدا لقوله و رضوان من اللَّه اكبر و اوسط آن جنت است و نعيم آن ابو سعيد خدرى از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه فرمود خدا اهل بهشت را گويد اى اصحاب بهشت ايشان گويند لبيك ربنا و سعديك و الخير فى يديك پس گويد فيقول هل رضيتم آيا راضى شديد از من گويند بار خدايا از اين نعمت بهشت كه بما كرامت فرموده اى چه چيز بهتر از اين تواند بود گويد خشنودى من بر وجهى كه هرگز بخشم مبدل نشود و گفتهاند در بهشت چند چيز بهتر از آنست يكى رضاى خدا و ديگرى خلود نعم بهشت سيم