الملا فتح الله الكاشاني
177
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
( لا تظلمنا و لا تجر علينا ) زيرا كه اين متضمن تسخط است از سائل به جهت استعمال اين در حق كسى كه عادت او جور و ظلم باشد حاصل كه راسخان فى العلم كسانىاند كه ميگويند خداوند ازاغهء قلوب ما مكن بعد از هدايت تو ما را * ( وَهَبْ لَنا ) * و ببخش ما را * ( مِنْ لَدُنْكَ ) * از نزد خود * ( رَحْمَةً ) * بخششى يعنى لطفى كه بواسطهء آن مرتبهء زلفى و درجهء قربى نزد تو حاصل كرده بفوز و سعادت مستسعد گرديم و توفيقى بر ثبات و استقامت در دين كه آن رحمت محض و محض رحمتست تا از شك و شبههء متخلص شده بدين قويم و صراط مستقيم تو متيقن گرديم و به هيچ وجه شايبهء اعوجاج به آن متطرق نگردد چه ثبات بر ايمان نيست مگر بلطف و توفيق تو هم چنان كه ابتداء آن باينست * ( إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ ) * بدرستى كه تويى بخشنده هر مسئولى * ( رَبَّنا ) * اى پروردگار ما * ( إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ ) * بدرستى كه تو فراهم آورنده مردمانى بعد از موت ايشان * ( لِيَوْمٍ ) * براى حساب و جزاى روزى كه * ( لا رَيْبَ فِيه ) * هيچ شكى نيست ما را در وقوع آن و آنچه در اوست از حشر و نشر و جزا چه به جهت وضوح در موضع ريب و شك نيست مدعاى از اين دعا تنبيه ايشانست كه معظم غرض ايشان از طلب محكم و متشابه آن چيزيست كه متعلق بآخرتست چه آن مقصد اقصى و مطلب اعلى است و مرجع مآل همهء عقلا و سفها * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خدا * ( لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ ) * خلاف نكند وعدهء كه در بعث و نشر و حساب و جزا فرموده جهت آنكه الهيت منافى خلف وعده است كقولك ( ان الجواد لا يخيب سائله ) و التفات از خطاب بغيبة به جهت اشعار است به اين و تعظيم موعود و بعد از آن در بيان حال كفار كه قلوب ايشان منحرف شده از منهج ثواب ميفرمايد كه * ( إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * بتحقيق كه آنان كه كافر شدند مراد همهء كفارند و با وفد نجران و يا يهود قريظه و نظير و يا كفار قريش كه حضرت رسالت ( ص ) را سرزنش ميكردند كه درويش است و هيچ پسرى ندارد و خود بكثرت اموال و اولاد مفاخرت مينمودند * ( لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ ) * هرگز دفع نكند و باز ندارد ايشان را * ( أَمْوالُهُمْ ) * مالهاى ايشان كه بدان مينازند * ( وَلا أَوْلادُهُمْ ) * و نه فرزندان ايشان كه بوجود آنها علم مباهاة و مفاخرة ميافرازند * ( مِنَ اللَّه ) * از عذاب خدا * ( شَيْئاً ) * هيچ چيزى نه در دنيا اگر بمحنت و بليت گرفتار گردند و نه در آخرت كه ايشان را بسوى مضيق جهنم رانند و يا اموال و اولاد ايشان را غنى و بى نياز نگرداند از رحمة و طاعت او بر معنى بدليه كقوله إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً يعنى بجاى رحمت يا طاعت مال و ولد نفع بايشان نرساند هم چنان كه رحمت