الملا فتح الله الكاشاني
154
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( تِجارَةً حاضِرَةً ) * اين استثنا است از امر بكتابت و اسم تكون مقدر است اى ( تكون التجارة تجارة ) يعنى ترك كتابت مكنيد مگر آن كه باشد آن معامله بازرگانى و سوداى بحضور * ( تُدِيرُونَها ) * كه ميگردانيد آن را * ( بَيْنَكُمْ ) * ميان يك ديگر يعنى معاملهء دست بدست و نقد بنقد بدون غيبت احد عوضين * ( فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ ) * پس نيست بر شما گناهى * ( أَلَّا تَكْتُبُوها ) * آنكه ننويسيد آن را به جهت بعد آن از تنازع و نسيان و توقع ريب استقبالى در آن هفدهم اين است كه * ( وَأَشْهِدُوا ) * و گواه گيريد * ( إِذا تَبايَعْتُمْ ) * چون خريد و فروخت كنيد كاهى كه آن مبايعه نقد باشد نه دين تا تكرار لازم نيايد و امر باشهاد نزد مبايعه جهة ارشاد است برعايت مصلحت متبايعين چه اگر گواه نباشد ممكن است كه احدهما نادم شوند بر بيع و يا نزاع واقع شود در كمية احد عوضين يا در شرط يا در خيار يا غير آن پس امر اين جا براى ارشادست و داود بوجوب آن رفته و اين قوليست مرجوح به جهت آنكه غرض از آن ترتب مصلحت دنيويه است نه دينيه و گويند حكم آيه منسوخ است بقوله فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً الايه هيجدهم * ( وَلا يُضَارَّ ) * بايد كه رنج رسانيده نشود * ( كاتِبٌ ) * نويسنده يعنى او را به اكراه و اجبار كتابت نفرمايند * ( وَلا شَهِيدٌ ) * و نه گواه را ضرر رسانند بر قبول شهادت چون مانعى داشته باشد اين معنى كه گفته شد بر تقديريست كه يضار فعل مجهول باشد پس اگر معلوم اعتبار كنند منطوقش آنست كه بايد كاتب نرنجاند كسى را و وثيقه درست نويسند و از خيانت در كتابت احتراز كنند و گواه نيز تحمل شهادت نمايد و از راستى در نگذرد و گواهى بنويسد و بوقت طلب شهادت از اقامهء آن امتناع نكند و مؤيد معنى اولست اين كه مرويست كه قبل از نزول اين حكم شخصى نزد كاتب رفتى و مبالغه و الحاح كردى كه از براى من چيزى بنويس و گواه را گفتى برين معامله گواه شو ايشان گفتندى ما را مانعى هست و مشغولى داريم كسى ديگر را بگو تا بنويسد و گواه شود و آن شخص درين باب الحاح كردى و مبالغه از حد گذرانيدى و گفتى خدا كتابت و شهادت را بر شما واجب گردانيده و بر شما لازمست قبول اين حق سبحانه به اين كلام نهى اين معنى فرموده و بعد از آن جهت مبالغه درين باب فرمود كه * ( وَإِنْ تَفْعَلُوا ) * و ( اين حكم نوزدهم ) است يعنى اگر بكنيد اى معاملان آنچه شما را از آن نهى كردم از اضرار كاتب و شهيد فإنّه پس بدرستى كه آن فعل منهى * ( فُسُوقٌ بِكُمْ ) * نافرمانى باشد لاحق بشما و خروج از طاعت حق و حكم بيستم اين است كه * ( وَاتَّقُوا اللَّه ) * و بترسيد از خدا و فرمان خدا را خلاف مكنيد در امور دين و دنياى شما و حكم