الملا فتح الله الكاشاني

136

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كرد و يكى ديگر را در روز و يكى را در سر و يكى را در علانيه چون اينعمل بر اين نهج و به اين كيفيت از آن سيد اوصياء و سرور اولياء ( ع ) صادر شد سرور انبياء ( ص ) بر اين مطلع شد فرمود كه اى على ترا چه بر اين داشت كه بر اين نهج تصدق كنى امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه يا رسول اللَّه طريق تصدق را كه خشنودى خدا بر آن مترتب است بيرون از اينچهار صورت نيافتم از اين جهت ارتكاب اين طريقه نمودم به تمناى آنكه يكى از اينها شرف قبول يافته بموقع رضا رسد حضرت رسالت ( ص ) چون اين جواب بشنيد فرمود كه الا ان ذلك لك يعنى يا ابا الحسن آنچه ميجستى تو را ميسر شد و آنچه اميدوار بودى حضرت عزت به تو رسانيد پس حقتعالى در شأن على عاليقدر ميفرمايد آنان كه برين چهار وجه نفقه ميكنند * ( فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ ) * پس مر ايشان را است مزد صدقات ايشان * ( عِنْدَ رَبِّهِمْ ) * نزد پروردگار ايشان كه آن بهشت باقى و نعيم جاودانيست و در اصح روايات آمده كه مزد ايشان آنست كه آنها را در مقام عندية فرود آورد كه فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ و مؤيد اينست كه بروايت صحيحه ثابت شده كه آيهء فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ الى آخرها نيز در شأن عاليشان امير المؤمنين ( ع ) نزول اجلال يافته * ( وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ ) * و نباشد خوفى و ترسى بر ايشان از فوت اجر و نقصان آن * ( وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) * و نه ايشان اندوهگين شوند بسبب آن و چون آن حضرت با اولاد امجاد ( ص ) در دنيا خايف و خاشى بودند كه إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا لا جرم در عقبى ايمن باشند كه فَوَقاهُمُ اللَّه شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ و اينجا حزين بودند كه ان اللَّه يحب كل قلب حزين آنجا با امنيت باشند كه * ( وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) * ابو اسحاق از زيد بن ثوبان روايت كرده كه ( ما نزل فى احد من القرآن ما نزل فى على ) يعنى آنچه از قرآن در حق على ( ع ) نازل شد در حق هيچكس نيامد بمصدوق حديث سبق درهم مائة الف درهم چهار درهم آن حضرت سبقت داشت بر چهار هزار درهم چه بديهيست كه انفاق آن حضرت محض اخلاص بوده و معرا و مبرا از شوايب و اغراض دنيوى و اخروى كما اخبر ( ع ) عن هذا فى بعض ادعيته ما عبدتك خوفا لنارك و لا طمعا لجنتك بل وجدتك اهلا لعباده فعبدتك يعنى نپرستيدم تو را به جهت ترس از آتش تو و نه طمع در بهشت تو بلكه تو را اهليت پرستش يافتم پس پرستش تو كردم و چون حق سبحانه در آيات سابقه حث بندگان نمود بر انفاق و بيان اجر آن در اجل و عاجل اضعاف مضاعفة در عقب آن ذكر ربا ميفرمايد كه ظن جاهل در آن زيادتى اموال است و حال آنكه در حقيقت موجب محق مال است تا از آن اجتناب نموده زيادى مال خود را در انفاق دانند نه در ربا پس ميفرمايد * ( الَّذِينَ يَأْكُلُونَ