الملا فتح الله الكاشاني

135

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و التباس و يحب الحليم المتعفف من عباده و يبغض الفاحش البذى السائل الملحف يعنى بدرستى كه حق سبحانه دوست ميدارد كه اثر نعمت خود را بر بندهء خود مشاهده كند و كراهت دارد از اثر فقر و احتياج و از آنكه شخصى خود را بزى مسكنت و احتياج بمردمان نمايد و دوست ميدارد مرد بردبار پرهيزكار از سؤال و دشمن دارد بد گفتار دشنام دهنده بسيار سؤال كننده و الحاح نماينده را و از اين جهت اصحاب صفه خود را به زى اغنيا بمردمان مينمودند تا اثر نعمة خدا را بايشان نمايند و خدا از ايشان خوشنود گردد و از تباس احتراز ميكردند به جهت آنكه مكروه او سبحانه است و متحلى بودند بصفة حلم و تعفف كه محبوب حقتعالى است و مجتنب بودند از سؤال بطريق الحاح كه مبغوض او تعالى است و نيز فرموده كه ان اللَّه كره لكم ثلثا قيل و قال و كثرة السؤال و اضاعت المال و نهى عن عقوق الامهات و الوأد و يد السائل السفلى الى يوم القيامه يعنى حق سبحانه كراهت دارد از شما سه چيز را آن گفتگوى بسيار و خواستن چيزى از مردمان و ضايع كردن مال يعنى اتلاف و اسراف آن و نهى فرموده از نافرمانبردارى مادران و از دختران زنده در گور كردن و از دست سؤال كننده كه زير دست مسئول باشد تا روز قيامت و بعد از آن فرمود كه و من سأل و له ما يغنيه جاءت مسئلته يوم القيامة كدوحا و خموشا او خدوشا فى وجهه هر كه سؤال كند و حال آنكه او را مالى باشد كه او را غنى ساخته باشد آن سؤال روز قيامت وى را در رنج و تعب اندازد يا روى او را بخراشد و يا جراحت كند در روى او مراد آنست كه روز قيامت كريه المنظر و قبيح الوجه باشد گفتند يا رسول اللَّه ( ص ) چقدر مال موجب غناى صاحب است فرمودند خمسون درهما او عدلها من الذهب پنجاه درم نقره يا به قدر قيمت آن از طلا پس هر كه خواهد نفس او نفيس بماند بايد كه بخل كند بنفس خود و تكرم كند از سؤال لئيمان كه سؤال در اول مذلت و در وسط خوف منع و در آخر منع يا منت و امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه اليأس حر و الرجاء عبد نااميدى از مردمان آزاديست و اميدوارى بايشان بندگى بعد از آن در بيان كيفيت انفاق و ثواب آن ميفرمايد كه * ( الَّذِينَ يُنْفِقُونَ ) * آنان كه نفقه ميكنند در راه خدا بر مستحقان * ( أَمْوالَهُمْ ) * مالهاى خود را * ( بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ ) * بشب و روز * ( سِرًّا وَعَلانِيَةً ) * در نهان و آشكارا غرض استغراق اوقاتست باعطاى صدقات و در اسباب نزول و بعضى ديگر از تفاسير اهل سنت مذكور است كه روايت كرده ابراهيم بن ابى صالح از يوسف ابن بلال از محمد بن مروان از محمد بن سايب از ابى صالح از ابن عباس كه او گفت از حضرت رسالت ( ص ) شنيدم كه فرمود اين آيه در شأن على بن ابى طالب نزول يافت و سبب آن بود كه امير المؤمنين ( ع ) از متاع دنيا چهار درم بيش نداشت يكى را در شب تصدق