الملا فتح الله الكاشاني
129
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
حق سبحانه متاع دنيا را اندك خوانده كه قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ و دانش را بكثرة خير موصوف ساخته كه * ( فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً ) * پس عالم بايد كه اهل دنيا را ملازمت نكند و داغ خدمت ايشان بر جبين احوال خود نكشد كه او را خير كثير دادهاند و آنان را متاع قليل و در كلام امير المؤمنين ( ع ) وارد است كه رضينا قسمة الجبار فينا لنا علم و للاعداء مال فان المال يفنى عن قريب و ان العلم باق لا يزال صدق ولى اللَّه علم دادند بادريس و بقارون زر و مال شد يكى فوق سما و دگرى تحت سمك * ( وَما يَذَّكَّرُ ) * و پند پذير نشوند به آنچه مذكور شد از آيات بينه و موعظه زاجره و گويند تذكر بمعنى تفكر است چه تفكر متضمن آن چيزى است كه حق سبحانه ابداع آن كرده در قلب او از علوم بالقوة يعنى تفكر نكنند و در نيابند * ( إِلَّا أُولُوا الأَلْبابِ ) * مگر خداوندان عقول خالصه از شوائب و هم و مبرا از ركون بمتابعت هوا و چون مكلفان بعضى استعمال عقل خود ميكنند در آنچه منتج نجات و فوز است و بعضى ديگر تهاون نموده عقول خود را در آنكار نميفرمايند بر وجهى كه گوييا عقول از ايشان مسلوب است از اينجهت حق سبحانه اسناد تذكر به اولى الالباب نموده نه بجميع مكلفان و تسميه عقل به لب جهت آنست كه آن نفيسترين چيزيست در انسان هم چنان كه لب ثمره نفيس ترين اجزاء آن است بعد از آن حق سبحانه عود كلام فرموده بذكر انفاق و ترغيب در آن و فرموده كه * ( وَما أَنْفَقْتُمْ ) * و آنچه صرف كرديد اى مؤمنان * ( مِنْ نَفَقَةٍ ) * از نفقهء اندك يا بسيار بسريا بعلانيه بطريق قرض يا تطوع از روى ريا يا اخلاص در طاعات يا در معاصى * ( أَوْ نَذَرْتُمْ ) * يا بر خود لازم و واجب گردانيديد * ( مِنْ نَذْرٍ ) * از نذر معين يا غير معين در طاعت يا در معصيت * ( فَإِنَّ اللَّه ) * پس بدرستى كه خدا * ( يَعْلَمُه ) * ميداند آن را و بنيك و بد و حلال و حرام آن عالم است و چون او از همهء خفيات امور آگاه است و هيچ چيز از او فوت نميشود پس بر وفق آن جزا خواهد داد از ثواب و عقاب * ( وَما لِلظَّالِمِينَ ) * و نيست مر ستمكاران را كه نفقه كنند در معاصى يا بريا يا نذرى كه در طاعت كردهاند بوفا نرسانند * ( مِنْ أَنْصارٍ ) * هيچ يارى دهندگان در آخرت كه عذاب از ايشان باز رهاند و تسميهء ايشان بظالمان جهت آنست كه وضع نفقه و نذر كردهاند در غير موضع و بدانكه ما موصوله مبتدا است و متضمن معنى شرط و لذا فاء در خبر او واقع شده و در كنز العرفان آورده كه در اينجا چند فايده است يكى آنكه ذكر انفاق و نذر و ارداف آن بظلم بسبب مخالفت دلالت است بر وجوب وفا به نذر و هو المط دوم نذرگاه است كه بر طريق اطلاق است مانند للَّه على ان افعل كذا من الطاعات و گاهست كه مشروط است بحصول امر