الملا فتح الله الكاشاني
130
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
واجب يا مندوب يا مباح يا انزجار از محرم يا مكروه مانند ( ان كان كذا فالله على كذا من الطاعات الواجبه و المندوبه ) و خلافى در انعقاد ثانى نيست و در اول خلاف است و اصح انعقاد آنست لعموم ( انى نذرت لك ما فى بطنى محررا ) و عموم قوله ( ص ) من نذر ان يطيع اللَّه فليطعه و علم الهدى بعدم انعقاد آن رفته و در اين باب دعوى اجماع كرده و بعد از آن گفته كه تغلب نقل نموده كه نذر در لغة وعد است به شرط پس نيز چنين باشد زيرا كه شرع موافق لغت است و اصل عدم نقل است و جواب از اين بمنع اجماع است به جهت عدم تحقق آن و بمنع نقل آنچه از تغلب نقلكردهاند چه از او نقل است كه نذر در لغت بمعنى وعد است به غير شرط سيم نذر عبادت لفظيه است و عهد و يمين نيز چنين است و نيت قلبيه كافى نيست و اگر چه شرط است و نزد بعضى فقها نيت كافى است و اين قوليست مرجوح به جهت روايات متضافره داله بر اعتبار بر لفظ انتهى كلامه و نيز در صفت نفقه و ترغيب آن ميفرمايد كه * ( إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ ) * اگر آشكارا كنيد صدقه هاى خود را بوقت ادا كردن * ( فَنِعِمَّا هِيَ ) * پس نيكو چيزى است آشكارا كردن چه ديگران را بدان رغبت مىافتد و بر بخيلان حجت لازم مىشود و قلوب بيگانگان بآشنايى با اهل حق ميل مىكنند * ( وَإِنْ تُخْفُوها ) * و اگر پنهان داريد صدقات را * ( وَتُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ ) * در حالتى كه دهيد آن را بدرويشان در خفيه * ( فَهُوَ ) * پس آن اخفا * ( خَيْرٌ لَكُمْ ) * بهتر است مر شما را چه آن صدقه از آفت ريا و سمعه دور ميماند و درويش نيز از مذلت اخذ و بى ناموسى محفوظ ميماند بعضى علما حكم اخفا را عام دارند در فرايض و نوافل چه صحابه در زمان حضرت رسالت ( ص ) در اخفا مبالغهء عظيم داشتهاند هم در نفقه فرض و هم در صدقه تطوع و شافعيه برانند كه اخفا متعلق بنوافل است و در فرايض اظهار اوليست تا مظنه ترك زكات و خمس به كسى نبرند و ديگر دليل مسارعت است بامر حق سبحانه و سبب رغبت توانگران ديگر باداء زكات و خمس اما در تطوع بهر حال اخفا اولى باشد و نزد فقهاى اماميه نيز آنست كه اولويت اخفا نسبت بمتطوع است به كسى كه معروف المال نباشد مطلقا خواه در تطوع و خواه در فريضه و اما در غير ايشان اظهار هميشه اولى است و افضل به جهت نفى تهمت چه على بن ابراهيم از صادق ( ع ) روايت كرده كه اخفا مختص است بمندوبه اما مفروضه اظهار آن افضل است تا متهم بامتناع نشود و تا مردمان به او اقتدا كنند در فعل طاعت و ديگر آنكه ريا بان متطرق نميشود مانند تطرق آن بمندوبه و از ابن عباس مرويست كه صدقه سر در تطوع افضل است از علانيه به هفتاد مرتبه و صدقهء فريضه علانيهء آن افضل است از سر به بيست و