الملا فتح الله الكاشاني
122
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مصدرية اى انفاقا رياء حاصل كه منت نهنده بر فقراء و ايذا رسانندهء بايشان مانند مرائىاند كه ايمان بآخرت نداشته باشند چه هر يك از من و اذى و ريا و كفر سبب تامند مر عدم فائدهء انفاق را و در حقيقتمان و موذى و مرائى مندرجند در عدم ايمان به خدا زيرا كه منفق بر وفق من و اذى اگر مؤمن ميبود و مصدق بصفات كمال او سبحانه غيرى را شريك او نميگرفت در چيزى كه غايت آن اخلاص است و طلب مرضات او * ( فَمَثَلُه ) * پس نمودار اين منافق مرائى در انفاق * ( كَمَثَلِ صَفْوانٍ ) * همچون نمودار سنگ خارهء املس است كه * ( عَلَيْه تُرابٌ ) * بر آن سنگ خاك خشك است * ( فَأَصابَه ) * پس رسيده باشد بدان سنگ * ( وابِلٌ ) * باران بزرگ قطره * ( فَتَرَكَه ) * پس شسته آن خاك را از سنگ و بگذاشته آن را * ( صَلْداً ) * سنگى خالى و پاك از گرد و خاك صفوان واحد صفوانه است يعنى حجر املس چون مرجان و مرجانه و سعدان و سعدانه و ابل بمعنى مطر شديد مأخوذ از وئيل بمعنى شديد كقوله تعالى اخذا وبيلا و صلد بمعنى املس و نقى از تراب و اصل آن بمعنى بخل است زبدهء كلام آنست كه صفوان مثل منافق است و خاك بر آن نمودار نفقهاى او كه به ريا كرده چون قطرات باران عذاب از سحاب حساب ربانى ريزان گردد آثار آن نفقات محو شده سنگى بيحاصل بماند و تمامى اعمال اهل ريا همين حال دارد * ( لا يَقْدِرُونَ ) * ضمير راجع بالذى است چه مراد به آن جنس است يعنى قادر نباشند اين نفقه كنندگان مرائى * ( عَلى شَيْءٍ ) * بر ثواب چيزى * ( مِمَّا كَسَبُوا ) * از آنچه كسب كرده باشند يعنى تصدق نموده بريا مراد آنست كه به آن صدقه ريايى منتفع نشوند و ثواب آن را نيابند در روز قيامت * ( وَاللَّه لا يَهْدِي ) * و خدا راه ننمايد بخير و رشاد * ( الْقَوْمَ الْكافِرِينَ ) * گروه ناگرويدگان را يعنى لطفى بايشان ننمايد كه مجبر ايشان باشد بر فعل طاعت چه اين منافى حكمتست يا زيادتى الطاف و توفيق كه بمؤمنان كرامت فرموده بكافران ندهد يا ايشان را طريق بهشت ننمايد يا ثواب ندهد بر اعمال ايشان زيرا كه كفر به آن محيط شده و آن مانع استحقاق ثوابست در انفاق و در وضع كافرين در موضع مرائين تشديد عظيم است بر حال ريا و اشعار بر آنكه ريا و شرك از يك وادىاند و لهذا حضرت رسالت ( ص ) فرموده كه دبيب الشرك فى امتى اخفى من الملة السوداء فى الليلة الظلماء على الصخرة الصماء يعنى نرم رفتن شرك در امت من خفىتر است از رفتن مورچهء سياه در شب تاريك بر سنگ نرم و سخت و نيز فرموده كه ان اخوف ما اخاف عليكم الشرك الاصغر يعنى بدرستى كه مخوفترين آنچه بر شما ميترسم شرك اصغر است گفتند ( و ما الشرك الاصغر ) فرمود الرياء يعنى شرك اصغر ريا