الملا فتح الله الكاشاني

121

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ميفرمايد كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى گروه گرويده گان * ( لا تُبْطِلُوا ) * باطل مكنيد و تباه مسازيد * ( صَدَقاتِكُمْ ) * مزد صدقه هاى خود را * ( بِالْمَنِّ ) * بمنت نهادن بر درويش به اينكه گوئيد به او كه ( الم اعطك كذا الم احسن اليك ) و امثال اين چه اين منافى قربتست پس ثواب بر آن مترتب نگردد و در حكم اينست كه شخصى متلف مال خود شود و نيز مال از آن درويش مستحق است و توانگر همين حمال آنست و منت صاحب مال راست نه حمال را و ديگر متصدق مظهر اثر خير واقع شده پس بايد بشكرانه آن منت دارنده باشد نه منت نهنده * ( وَالأَذى ) * و ديگر نيست و نابود نگردانيد صدقه هاى خود را بايذا يعنى رنج رسانيدن بدرويشان به اينكه گوئيد بايشان كه اراحنى اللَّه منك يا بر ايشان روى را ترش مكنيد و چين بر جبين افكنيد يا ايشان را بگدايى سرزنش كنيد و در كنز العرفان آورده كه چون من و اذى مشتركند در تنغيص صنيعه و تكدير آن پس مبطل صدقه باشد زيرا كه صدور آنها كاشف اينست از آنكه صدقه بر وجه اخلاص نيست و اينمعنى بطلان او است زيرا كه هر كه موطن نفس خود باشد بر طاعت خدا و طلب مرضات آن از وى صادر نخواهد شد مگر خيرات پس در اينباب يا اعطاى سائل خواهد كرد بطيب نفس و يا رد او خواهد كرد با حسن رد به اين وجه كه گويد رزقك اللَّه يا سهل اللَّه عليك و مانند آن پس اگر از فقير سوء كلام يا تعنيف در سؤال صادر شده باشد آن را عفو خواهد كرد و مؤاخذهء نخواهد نمود و قوله قول معروف اشارتست بحسن رد و مغفرة اشاره بعفو از قول و فعل بد كه از سائل واقع شده باشد كما قال رسول اللَّه ( ص ) اذا لم تسعوا الناس باموالكم فسعوهم باخلاقكم يعنى اگر قدرت نداريد كه بمال خود مردمان را اعانت نمائيد و ايشان را از ضيق معيشت بيرون آريد بايد بحسن اخلاق خود با ايشان سلوك كنيد و چون من و اذا نافى اخلاص است چنان كه گذشت از اينجهت آن را بر يا تشبيه ميفرمايد كه منافى آنست و ميگويد كه نفقهء خود را بمنت و آزار باطل مسازيد ( كالَّذي ) مانند ابطال آن كسى كه از طريق اخلاص منحرف شده و به سمت نفاق متسم گشته * ( يُنْفِقُ مالَه ) * نفقه مىكند مال خود را * ( رِئاءَ النَّاسِ ) * براى نمودن بمردمان نه براى رضاى خداى ملك منان * ( وَلا يُؤْمِنُ ) * و نميگرود * ( بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) * به خدا و روز قيامت اگر به خدا گرويده بودى صدقه براى او دادى نه به روى و رياى ديگران و اگر بقيامت اعتقاد داشتى معامله براى مجازات كردى نه براى مرايات بدانكه كاف در محل نصب است بر مصدريةاى ابطال كابطال الذى يا بر حال اى مماثل الذى ينفق رؤياء منصوب است بر مفعول له يا بر حاليت اى مرائيا يا بر