الملا فتح الله الكاشاني
100
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
طاغوت با آنكه مراد جمع است جهت دلالت ما قبل است بر آن كه مراد از آن معنى جمعيت است يعنى دوستان ايشان جميع شياطين الجن و الانساند و اهواى باطله * ( يُخْرِجُونَهُمْ ) * بيرون ميارند اين ديوان و بتان و اهوا كه طاغوت عبارت از ايشانست يعنى ميخوانند ايشان كافران را * ( مِنَ النُّورِ ) * از ايمان ميثاقى * ( إِلَى الظُّلُماتِ ) * بسوى تاريكىهاى كفر و يا يهود را بيرون مىبرند از ايمان كه بتورات داشتن بتكذيب آن يا اهل ارتداد از اقرار بافكار يا از نور يقينيات بسوى ظلمات شكوك و شبهات اسناد اخراج بطاغوت باعتبار تسبب است چه ضلالت و غوايت ايشان به جهت اغوا و اغراء طاغوتست عبد اللَّه بن عباس روايت كرده كه اين آيه در حق قومى آمده كه كافر بودند بعيسى ( ع ) چون رسول ( ص ) مبعوث شد بوى ايمان آوردند حق سبحانه بجهة ميمنت ايمان ايشان به حضرت رسالت ( ص ) ايشان را از كفر بديگر پيغمبران بيرون آورده و گويند مراد از اين يهودانند كه پيش از بعثت حضرت خاتم الانبيا ( ص ) بوى ايمان داشتند به جهت آنچه در كتب ايشان بود از نعت و صفت آن حضرت و چون مبعوث شد كافر شدند و جحود و عناد ورزيدند لقوله تعالى فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِه * ( أُولئِكَ ) * آن كافران با طواغيت خود * ( أَصْحابُ النَّارِ ) * ملازمان آتش دوزخاند * ( هُمْ فِيها ) * ايشان در آن آتش * ( خالِدُونَ ) * جاويد ماندگانند اين وعيد و تحذير است ميشايد كه عدم مقابلهء آن بوعد مؤمنان تعظيمشان ايشان باشد بدانكه چون حق سبحانه بيان فرمود كه من ولى مؤمنانم و كفار را غير از طاغوت ولى ديگر نيست بعد از آن جهت تسليهء حضرت رسالت ( ص ) ذكر قصهء ابراهيم و نمرود ميفرمايد بقوله * ( أَ لَمْ تَرَ ) * همزه براى تعجب است از محاجهء نمرود و حماقت او يعنى آيا نديدى به نظر بصيرت و نظر نكردى * ( إِلَى الَّذِي ) * بسوى آن كسى كه از روى عناد * ( حَاجَّ إِبْراهِيمَ ) * حجت جست و مخاصمه كرد بابراهيم * ( فِي رَبِّه ) * در دين خداى يا در اثبات ربوبيت و وحدانيت بر پروردگار و اين مجادله و جرأت نمود * ( أَنْ آتاه اللَّه الْمُلْكَ ) * چون جهت بطر و غرور او بود كه داده بود خدا او را پادشاهى يعنى مغرور شدن او بپادشاهى او را بر اين محاجه داشت و يا محاجه كرد بر ابراهيم جهت شكر گذارى آن نعمت بر طريقهء عكس كقولك عادينى لانى احسنت اليك و يا آنكه منصوب المحل است بر ظرفيت و تقدير اينكه ( وقت ان آتيه اللَّه الملك ) يعنى محاجهء او در وقتى بود كه حق سبحانه او را پادشاهى داده بود مراد نمرود بن كنعانست كه به جهت اغترار او بسلطنت دست بغى از آستين طغيان بيرون آورد و سر تكبر از گريبان عصيان بيرون كرد و به جهت آنكه همهء روى زمين در تصرف داشت در طغيان افزوده دعوى خدايى كرد و او اول كسى