الملا فتح الله الكاشاني

355

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

افراد ارض به جهت آنست كه سماوات طبقات متفاصله‌اند بالذات و مختلفه بحسب حقيقت بخلاف زمين * ( وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ ) * و آمدن و رفتن ( شب و روز ) بر سبيل تعاقب كقوله تعالى جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ خِلْفَةً باختلاف ايشان در طول و قصر و سودا و بياض و تقديم ليل به جهت آنست كه آن را قبل از نهار خلق فرموده بلكه نهار از ليل ايجاد نموده لقوله وَآيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْه النَّهارَ * ( وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي ) * و ديگر در كشتىهاى گرانبار كه ميرود * ( فِي الْبَحْرِ ) * در دريا * ( بِما يَنْفَعُ النَّاسَ ) * به آنچه نفع رساند بمردمان از محمولات آن و مىتواند بود كه ما مصدريه باشد يعنى بنفع رسانيدن آن بآدميان استدلال ببحر و احوال آن و تخصيص فلك بذكر جهت آنست كه سبب خوض است در آن و اطلاع بر عجايب آن كه منتج قدرت و علم و وحدانيت خالق آنست و لهذا تقديم آن فرموده بر ذكر مطر و سحاب و يا به جهت آنكه منشأ مطر و سحاب غالبا بحر است و تانيث فلك به جهت آنكه بمعنى سفينه است و يا جمع است * ( وَما أَنْزَلَ اللَّه ) * و در آنچه فرو فرستاد خدا * ( مِنَ السَّماءِ ) * از آسمان يا از ابر يا از جهت علو * ( مِنْ ماءٍ ) * از آب باران * ( فَأَحْيا بِه الأَرْضَ ) * پس زنده ساخت و تازه گردانيد به آن آب زمين را از نباتات * ( بَعْدَ مَوْتِها ) * از پس مردگى و پژمردگى آن من اولى براى ابتدا است و ثانيه براى بيان و سما احتمال فلك و سحاب و جهت علو دارد * ( وَبَثَّ فِيها ) * عطف است بر انزل يعنى و در آنچه پراكنده كرده در زمين * ( مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ ) * از هر جنبنده اى چون بهائم و سباع و وحوش و غير آن گوييا استدلال كرده بنزول ( مطر و كينونت ) نبات و بث حيوانات در زمين بر وحدانيت خود و بث بمعنى ( نشر و تفريق ) است و يا عطفست بر احيا چه نمو دواب بخصب است و زندگانى ايشان بباران و فراخ سالى ( و تصريف الرّياح ) و در گردانيدن بادهاى متنوعه از قبول و دبور و جنوب و شمال در هر جهتى كه محل هبوب آنست و يا در تقلب احوال آن از حرارة و برودت و عصف و لين و عقم و لقاح و يا در رحمت و عذاب آن و حمزه و كسايى تصريف الريح خوانده بصيغهء مفرده يعنى در گردانيدن جنس باد را هر جانبى ( و السّحاب المسخّر ) و در ابر رام گردانيده شد مر امر خداى را و فرو داشته شده * ( بَيْنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ ) * ميان آسمان و زمين كه پائين نمىآيد و از هم منفصل و منقطع نميشود با آنكه طبع آن مقتضى يكى از اين دو است تا آنكه امر الهى به آن رسد و حكم بنزول و انفصال آن صادر شود و گويند تسخير سحاب برياح است كه تقليب آن مىكند در جو بمشيت او