الملا فتح الله الكاشاني

334

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

گويم يا دورى كه بآواز بلند ترا بخوانم حق تعالى وحى فرستاد بوى كه يا موسى انا جليس من ذكرنى من همنشين كسىام كه ذكر من كند از وهب بن منبه روايتست كه حق تعالى بداود على نبيا و عليه السلام وحى كرد كه اى داود اهل طاعت من در ضيافت منند و اهل شكر من در زيادتى من و اهل ذكر من در نعمت من و اهل معصيت را از رحمت خود مأيوس نگردانم اگر توبه كنند اجابت آن كنم و اگر مرا بخوانند جواب ايشان بدهم و اگر بيمار شوند طبيب ايشان باشم بمحن و مصايب تا آنكه ايشان را به جهت آن پاك گردانم از جميع ذنوب و معايب و پيغمبر ص فرموده كه در هيچ مجلسى جماعتى ذكر خدا نكنند مگر كه حقتعالى از آسمان بايشان ندا كند كه برخيزيد كه سيئات شما را بحسنات بدل گردانيدم و همه شما را آمرزيدم و در هيچ مجلسى ذكر خدا نكنند مگر كه جمعى از ملائكه با ايشان در آن ذكر شريك باشند و ثواب ذكر خود را بايشان دهند و نيز از آن حضرت مرويست كه در رياض بهشت بچريد گفتند يا رسول اللَّه رياض بهشت چه چيز است فرمود مجالس ذكر بايد كه در صبح و شام بذكر خدا مشغول شويد و بدانيد كه هر كه خواهد بداند منزلت و قدر خود را نزد حقتعالى بايد كه نظر كند كه منزلت حقتعالى نزد او چگونه است چه حقتعالى به قدر مكانت و مرتبة خود در دل مؤمن او را مرتبه و مكانت خواهد داد و بهترين اعمال شما نزد پروردگار شما پاكيزه تر و بلندتر و بهتر از آنچه آفتاب بر آن تابد ذكر حق تعالىست چه او فرمود كه انا جليس من ذكرنى و در قرآن مجيد ياد كرده كه * ( فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ) * يعنى شما ياد من كنيد بطاعت من و عبادت من تا من ياد شما كنم بنعم و احسان و رحمت و رضوان و نيز از ائمهء هدى روايت است كه در بهشت بيابانى است وسيع هر گاه بندگان بذكر خدا مشغول شوند فرشتگان در آن بيابان بدرخت نشاندن مشغول شوند براى او و چون بعضى از ايشان توقف كنند در درخت نشاندن ايشان را گويند چرا توقف كرديد گويند ( ان صاحبى قد فتر عن الذكر ) صاحب من در ذكر خدا سست شد و اسباب و ادوات درخت نشاندن ما ذكر او است و ببايد دانست كه ذكر خدا در همهء اوقات و جميع حالات مستحبّ است و به هيچ حالى از احوال مكروه نيست چنانچه حلبى از ابى عبد اللَّه ع روايت كرده كه باكى نيست ذكر خدا در وقت قضاء حاجت زيرا كه ذكر او سبحانه نيكو است بر هر حالتى كه باشد و نيز از آن حضرت روايتست كه حق تعالى بموسى وحى كرد كه اى موسى شادمان مشو بكثرت مال و ذكر مرا در هيچ حال فرو مگذار چه كثرت مال ذنوب را پرورش ميدهد و ترك ذكر من دل را سخت و غليظ ميگرداند و ابو حمزه از ابى جعفر ع روايت كرده كه در تورية نوشته كه موسى از حق تعالى سؤال كرد كه خداوند آگاه هست كه در بعضى مجالس واقع ميشوم كه تو را اعز و ارفع از آن ميدانم كه ذكر تو كنم در آنجا حق تعالى فرمود كه يا موسى ان ذكرى حسن على كل حال اى موسى ذكر من نيكو است در همهء احوال