الملا فتح الله الكاشاني

309

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اثر ايمان بر مؤمنان ظاهر است مانند ظهور صبغ بر مسبوغ و تداخل كرده در قلوب ايشان مانند تداخل صبغ در ثوب و يا به جهت مشاكلة بماء معموديه كه بزعم نصارى مطهر ايشانست و محقق نصرانيت ايشان ايمان بصبغة مسمى شده باشد و ميتواند بود كه نصب صبغة اللَّه بر اغرا باشد مانند ( اخاك اخاك اى الزام اخاك ) پس كلام در تقدير اينست كه الزموا صبغة اللَّه يعنى ملازم دين اسلام شويد و از آن به هيچ وجه جدا مگرديد و نزد بعضى بدل ملت ابراهيم است و تقدير اينكه اتبعوا صبغة اللَّه يعنى تابع شويد فطرة اسلام را و يا بتقدير قولوا و گويند مراد بصبغة ختانست كه تطهير مسلمانان به آن است * ( وَمَنْ أَحْسَنُ ) * و كيست نيكوتر * ( مِنَ اللَّه ) * از خدا * ( صِبْغَةَ ) * از روى شعار و علامت دين يا تطهير از ادناس تلوين و يا ارشاد بطريق تعيين استفهام در معنى انكار است و مراد آنست كه هيچ دينى بهتر از دين او نيست * ( وَنَحْنُ لَه عابِدُونَ ) * و ما مر او سبحانه را پرستندگانيم اين تعريض است باهل كتاب يعنى شرك نميگيريم به خدا هم چنان كه شما شرك ميگيريد و معطوف عليه اين آمنا است و اين مقتضى آنست كه صبغة اللَّه مفعول قولوا باشد و كسى كه آن را منصوب ميداند بر اغرا يا بدل اضمار قولوا مىكند عطف بر الزموا يا فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهِيمَ و قُولُوا آمَنَّا را بدل اتبعوا ميگرداند تا لازم نيايد فك نظم و سوء ترتيب و بدانكه حقتعالى در كتاب عزيز خود دين اسلام را به چند عبارت ايراد فرموده يكى صبغة اللَّه چنان كه در اين آيه دوم فطرة اللَّه كقوله فِطْرَتَ اللَّه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها سيم كلمة اللَّه كقوله هِيَ الْعُلْيا چهارم صراط كقوله صِراطِ اللَّه الَّذِي پنجم نور كقوله لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّه ششم ( حبل ) كقوله وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّه جَمِيعاً هفتم سبيل كقوله ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ يكى از علما فرموده كه صبغة رتبهء ولايت و درجهء محبتست هر كرا برنگ دوستى بر آورند از همه عالمش بسر آورند و نزد اهل تحقيق صبغة اللَّه رنگ بىرنگى است و تا كسى از رنگ آميزى پاك نشود رنگ صبغة اللَّه نگيرد و خلاصه وسايل اهل عرفان و نقاوهء عبارات ايشان بيان معنى صبغة اللَّه است و حقيقت آن را از اين رباعى پى توان برد رباعية پس بى رنگست يار دل خواه اى دل قانع نشوى برنگ ناگاه اى دل اصل همه رنگها از آن بيرنگيست من احسن صبغة من اللَّه اى دل آورده‌اند كه يهود و نصارى از تعريضات قرآنى ديگر باره در ورطهء تعصب افتاده گفتند نَحْنُ أَبْناءُ اللَّه وَأَحِبَّاؤُه ما را كه شرف دوستى و عزت فرزندى حق تعالى ثابتست بوى سزاوارتريم از مسلمانان حقتعالى پيغمبر خود ( ص ) را فرمود كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد در جواب ايشان كه * ( أَ تُحَاجُّونَنا ) * آيا مجادله و مخاصمه ميكنيد بما * ( فِي اللَّه ) * در دين خداوند و در دعوى اولويت در انتساب به حق و در بعضى تفاسير آمده كه اهل كتاب به پيغمبر ص گفتند كه همهء انبيا از ما پيدا