الملا فتح الله الكاشاني

278

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از آن حضرت مخصوص بايشان باشد اگر گويند عدم نيل امامت به ظالم در حال ظلم او است پس بعد از توبه ظالم نباشد پس او را لياقت امامت باشد گوئيم كه ظالم اگر چه توبه كند از تحت آيه * ( لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ) * بيرون نميرود زيرا كه لفظ ظالم شامل او است در حال ظلم پس نفى نيل آن موجب حكمست بر عدم نيل آن به او و آيه غير مقيد است بوقتى دون وقتى پس واجبست حمل آن بر جميع اوقات فحينئذ امامت او را نرسد و اگر چه توبه كند از ظلم انتهى كلام صاحب المجمع و جواب ديگر از اين آنست كه در اطلاق حقيقى اسم مشتق بقاى مشتق منه شرط نيست چنان كه اهل تحقيق در اصول فقه اين مبحث را به اين وجه مقرر داشته‌اند و اگر سؤال صحيح باشد لازم آيد كه اطلاق مؤمن برنايم در حالت نوم مجاز باشد و او مسلوب الايمان باشد حقيقة چنان كه انفا مذكور شد و اين خلاف اهل اسلام است پس از اين مقدمات معلوم شد كه آيه دليل است بر بطلان خلافت شيوخ ثلثه زيرا كه ايشان پيش از بعثت پيغمبر ( ص ) مشرك بودند و بت پرستى شيمهء ايشان و عبادت اصنام شيوهء ايشان بوده است چنان كه در كتب تواريخ و سير مذكور است و به حد تواتر رسيده پس ايشان از عهد امامت و نيل اين سعادت محروم باشند و چون خلاصهء معنى آيهء كريمه آنست كه حق تعالى ابراهيم را تكليف نمود باوامر و نواهى و ابراهيم ( ع ) چون كه به آن تكاليف قيام نمود و همه را ادا كرد حقتعالى به او خطاب فرمود كه اى ابراهيم من ميخواهم كه تو را در ميان خلق سرافراز گردانم و تو را مقتدا و پيشواى ايشان سازم چنان كه همه متابعت تو نمايند و از فرمان تو بيرون نروند و مطيع تو باشند ابراهيم چون اين بشارت بشنيد خواست كه معلوم كند كه از ذريهء او آيا كسى خواهد بوده كه او نيز لايق اين منصب جليل باشد پس از پروردگار درخواست نمود و گفت خداوندا چنان كه بر من منت نهادى و تفويض اين منصب شريف به من نمودى آيا از ذريهء من كسى را نيل اين مرتبه خواهد بود و سرير امامت و منصب خلافت به او خواهيد رسيد يا نه حق تعالى در جواب او فرمود كه اى ابراهيم اينمنصب را ظالمان و طاغيان درنيابند يعنى هر كه بر دامن عمرش گرد گناه نشسته باشد و لباس حياتش بمعاصى آلوده گشته او را خلعت امامة نپوشانند و از كاس إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً شراب خلافت ننوشانند و از مائده با فايده وَمِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّه محفوظ و بهره مند نگردانند و تاج ولايت و هدايت وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ بر فرق او نه نهند و كيف يجوز نصب الظالم للامانة و الامام انما هو لكف الظلم پس هم چنان كه اين آيه دلالة بر عصمة انبيا مىكند قبل از بعثت و بعد از بعثت هم چنان كه اهل سنت در تفسير اين آيه تصريح به آن كرده‌اند دلالت او بر عصمة ائمه ( ع ) و خلفا نيز و اصح و لايح است و منازع در اين منحرف از طريق انصاف و على بن مغازلى كه يكى از مشاهير اهل سنت است در كتاب مناقب آورده كه روايت كرد عبد اللَّه بن مسعود كه من از حضرت