الملا فتح الله الكاشاني
269
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
را جهت استنكاف ميگفتند و ثانى را به جهت جحود اينكه هيچ آيتى بايشان نداده كه دلالت بر صدق پيغمبر كند و عناد و استهانت بآيات بينه داله بر صدق نبوت آن حضرت و اقتراح آيات ديگر كقوله لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الأَرْضِ يَنْبُوعاً تا آخر آياتى كه مقول قول ايشانست * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه اين كفار ميگويند * ( قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) * گفتند آنان كه بودند پيش از ايشان از امم ماضيه * ( مِثْلَ قَوْلِهِمْ ) * مانند گفتار ايشان يعنى ايشان نيز با وجود آيات داله بر صدق انبياى خود از ايشان اقتراح آيات ديگر ميكردند و از آن جمله يهودان موسى را ميگفتند أَرِنَا اللَّه جَهْرَةً و نصارى عيسى را ميگفتند كه هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ و حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله را گفتند حول لنا الصفا ذهبا و غير آن از آيات مقترحه كه بر وجه عناد و انكار و جحود طلب ميكردند و لهذا حضرت عزت دربارهء ايشان فرمود كه أَ تَواصَوْا بِه * ( تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ ) * به يكديگر مشابه است دلهاى ايشان و كسانى كه پيش از ايشان بودند در عمى و عناد و يا دلهاى منكران اهل كتاب و مشركان مانند يكديگرند در كفر و قساوت و سؤالات مقترحه بر وجه عناد و جحود * ( قَدْ بَيَّنَّا الآياتِ ) * بتحقيق كه روشن گردانيديد نشانها را بر توحيد و نبوت يعنى حجج بينه و آيات ساطعه كه دالند بر توحيد و نبوت ارسال گردانيديم * ( لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ) * براى قومى كه طلب يقين ميكنند به آن نه آنان كه تابع عنادند و تعنت و تحكم و يا براى قومى كه متيقناند بحقايق و شبهه و عناد ايشان را طارى نميشود و اين اشاره است به آنكه كفار آنچه ميگفتند نه به جهت خفاى آيات بود و يا براى مزيد طلب يقين بلكه آن را به جهت محض عتو و عين عناد ميگفتند اگر گويند چرا حقتعالى آيات مقترحه را بايشان ننمود تا حجت بر ايشان اكد و اوثق باشد گوئيم اين بمصالح و حكم منوط است و اگر حقتعالى ميدانست كه در اظهار مقترحات ايشان مصلحتى و حكمتى هست البته اظهار آن ميفرمود و چون اظهار آن نفرمود معلوم شد ما را كه در عدم اظهار آن مصلحت و حكمت مندرج است بعد از آن بيان حقيقت و صدقيت حضرت رسالت ص مىكند در نبوت بقوله * ( إِنَّا أَرْسَلْناكَ ) * بدرستى كه ما فرستاديم تو را اى محمد ص * ( بِالْحَقِّ ) * در حالتى كه متلبس و مؤيدى بحقيقت و درستى و راستى يعنى تو را به حق بخلق فرستاديم و گفتهاند با بمعنى مع است و مراد به حق قرآنست يا دين اسلام يعنى تو را با قرآن يا با دين اسلام بخلقان فرستاديم * ( بَشِيراً ) * در حالتى كه مژده دهندهء مؤمنان را به ثواب عظيم * ( وَنَذِيراً ) * و بيم كنندهء كافران را به عذاب