الملا فتح الله الكاشاني

256

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از قبيل يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ و چون او سبحانه ميداند كه حضرت خاتميت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم اعلم امتست و مبدء علم ايشانست از اين جهت است كه خطاب به او فرموده چنان كه گذشت و اين آيه در حكم دليلست بر قدرت او بر جميع مقدورات و بر جواز نسخ و لهذا ترك عاطف فرموده پس معنى آنست كه آيا ندانسته‌ايد اى مردمان * ( أَنَّ اللَّه ) * آنكه خداى تعالى بلا شك و شبهه * ( لَه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * مر او راست پادشاهى آسمانها و زمينها پس هر چه خواهد تواند كرد * ( وَما لَكُمْ ) * و نيست مر شما را * ( مِنْ دُونِ اللَّه مِنْ وَلِيٍّ ) * از غير حقتعالى كه از او بشما نفع رسد * ( وَلا نَصِيرٍ ) * و نه يارى كه از شما دفع ضرر كند يعنى او است نه غير او كه مالك امور شما است و مدبر شما و اجراى امور مىكند بر آنچه صلاح شما در آنست پس بر احكام او اعتراض مكنيد و در تحصيل رضاى او كوشيد و فرق ميان ولى و نصير آنست كه ولى گاه هست كه ضعيف است از نصرة و نصير گاه هست كه اجنبى مىباشد از منصور مرويست كه يهود از وجه تحكم و تعنت از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم اقتراح چيزها مىكردند و از آن جمله مىگفتند كه ما ايمان به تو نمىآوريم تا مشاهده ببينيم كه حقتعالى يك بار كتاب را از آسمان نازل سازد حق تعالى فرمود * ( أَمْ تُرِيدُونَ ) * ام معادل همزه است در الم تعلم يعنى آيا ندانستيد كه حقتعالى مالك امور است و قادر بر همهء اشياء يا دانسته‌ايد و مىخواهيد * ( أَنْ تَسْئَلُوا ) * آن كه سؤال كنيد از روى اقتراح * ( رَسُولَكُمْ ) * از پيغمبر خود * ( كَما سُئِلَ مُوسى ) * هم چنان كه سؤال كرده شد موسى * ( مِنْ قَبْلُ ) * بيش از اين يعنى از محمد صلَّى اللَّه عليه و آله همان چيزهاى متعصبانه مىطلبيد كه پدران شما از موسى مىطلبيدند و ميگفتند أَرِنَا اللَّه جَهْرَةً و گويند خطاب بمشركانست كه مىگفتند لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُه و ميتواند بود كه ام منقطعه باشد بمعنى بل يعنى بلكه اراده مىكنيد كه مثل آنچه از موسى ميطلبيدند از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم طلبيده مراد نهى ايشانست از اقتراح و توصيهء ايشان بثقة بر آيات بينه * ( وَمَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ ) * و هر كه بدل كند كفر را * ( بِالإِيمانِ ) * بايمان يعنى كفر را بر ايمان اختيار كند * ( فَقَدْ ضَلَّ ) * پس هر آينه گم گشته است * ( سَواءَ السَّبِيلِ ) * از ميانه راه راست يعنى هر كه ترك ثقه نمايد بآيات بينه و شك كند در آن و اقتراح غير آن نمايد پس طريق مستقيم را گم كرده است و در كفر كه وادى ضلالت است و غوايت افتاده خلاصهء معنى آنست كه اقتراح مكنيد تا گمراه مشويد از جادهء راه راست و از مقصد دور نيفتيد آورده‌اند كه چون مسلمانان را در واقعهء احد از يهود وهنى رسيد فنحاص بن عازورا