الملا فتح الله الكاشاني

252

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

داد پس نزد آن حضرت آمدند و گفتند يا محمد راعنا و ميخنديدند و بدين استهزاء ميكردند و سعد بن معاذ چون غرض ايشان را از اين كلمه بدانست ايشان را گفت بخداى كه محمد ص را به حق بخلق فرستاد كه اگر ديگر اين لفظ را از شما استماع كنم با شما جز بتيغ خطاب نكنم گفتند صحابهء او اين لفظ ميگويند گفت قصد ايشان خير است و قصد شما سب حقتعالى اين آيه فرستاد كه اى مؤمنان اينكلمه مگوييد تا زبان كفار يهود از اين گفتار منقطع گردد و مفسران را در نهى از كلمهء راعنا وجهى ديگر هست و آن اينست كه اين كلمه را زبر دستان با زير دستان گفتندى حقتعالى مؤمنانرا از اين منع فرمود و گفت شرط ادب نگاه داريد و پيغمبر را بكلمهء راعنا كه زبر دستان با زير دستان ميگويند مگوييد و بجاى آن بگوئيد كه اى رسول خداى در سخن توقف فرماى تا ما آن را بشنويم و در آن تامل كنيم و به نظر عاطفت در ما نگر تا سخن را از لب درفشان و دهان گهرنشان تو بشنويم و زودتر و بهتر فهم كنيم زيرا كه چون شنوندهء شمايل و آثار و حركات گوينده مشاهده كند سخن او را بهتر فهم تواند كرد و از ابن عباس مرويست كه هر كجا در قرآن يا أَيُّهَا النَّاسُ واقع شده آن مكى است و در هر موضع كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * است مدنى و در تورية بجاى ( يا ايها الذين آمنوا يا ايها المساكين ) است پس حق تعالى در زمان موسى جهودان را بلفظ مسكنة ياد فرمود و در زمان خاتم الانبياء بتازيانهء مسكنة و مذلة ايشان را ادب فرمود كه وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ بخلاف مسكينان و فقيران امت حضرت خاتمية ص كه در دنيا معززند و در عقبا مكرم و معظم خواهند بود و ملوك جنت با رفعت آورده‌اند كه پيره زنى بود نام او مسكنة بر مجلس عيسى بن زادان واعظ مواظبة نمودى و هيچ روز غايب نگشتى اتفاقا دو روز نيامد عيسى پرسيد كه مسكنة كجا است كه در اين دو روز پيدا نشد گفتند بر فراش بيمارى افتاده است چون از مجلس بپرداخت با جماعتى بعيادة او رفت و بر بالين او بنشست او را در حالت نزع يافت نفسى چند بزد و روح او از بدن او مفارقت كرد واعظ چون از تجهيز او بپرداخت و وى را دفن كرد در همانشب وى را در خواب ديد كه تاج كرامت بر سر نهاده و جامهاى بهشت پوشيده گفت مسكنة تويى گفت آرى و لكن بايد كه بعد از اين مرا مسكنة نگويى كه ( ذهبت المسكنة و جاءت المملكة ) درويشى رفت و پادشاهى و مملكت آمد و از ابن عباس روايتست كه هيچ جايى در قرآن * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * نيست مگر كه مهتر ايشان على بن ابى طالب مراد است و اين روايت در صحيح بخارى نيز مذكور است آورده‌اند كه جمعى از يهود اظهار مودة ميكردند با مؤمنان و زعم مؤمنان آن بود كه آنها خير خواه ايشانند حقتعالى تكذيب قول ايشان كرده فرمود * ( ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * دوست ندارند آنان كه حق را پوشيده‌اند و به آن نگرويده * ( مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ ) * از اهل تورية يعنى يهود وَالْمُشْرِكِينَ و نه از مشركان * ( أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ ) * آنكه فرو فرستاده شود بر شما