الملا فتح الله الكاشاني

246

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و چون هيچ قارى آن را منصرف نخوانده پس عجمى باشد و بيان اين قصه بر اين وجه بود كه در زمان ادريس عليه السّلام سحر در ميان مردمان فاش گشته مردمان به آن اقدام ميكردند و انواع فسق و فجور به جهت آن بظهور ميرسيد و اين مستمر بود تا بعد از نوح عليه السّلام همه بعلم سحر و تمويه مشغول شدند و ترك تدين كردند حق سبحانه اين دو فرشته را فرستاد بر صورت بشر تا ايشان را از آن نهى كردند و وعيد و تهديد ايشان نمودند بر آن و حقيقت سحر را بايشان تعليم كردند تا بطلان آن را دانسته از آن اجتناب نمايند و اين مثل آنست كه شخصى را بر حقيقت سم اطلاع دهند تا آن را نخورد و آنچه در روايت عامه واقع شده كه اين دو فرشته از جملهء فرشتگانى بودند كه زبان طعن بر آدميان دراز كردند حقتعالى فرمود كه ايشان اسير نفس و هوايند و شهوات نفسانى بر ايشان غالبست اگر شما را نيز همان حالت كه ايشان را هست بودى صدور عملهاى بدتر از افعال ايشان از شما امكان داشتى ايشان از اين استبعاد كردند حقتعالى نفس بشرى بايشان داد و لباس شهوت در ايشان پوشانيد و براى حكومت خلق ايشان را به زمين فرستاد چون به زمين آمدند بر زنى زهره نام عاشق شدند و بفرمودهء معشوقه خود بشرب خمر و قتل بناحق و سجده صنم اقدام نمودند و بعد از آن با آن زن زنا كردند و در مدت يك ماه اين چهار معصيت عظيمه از ايشان بظهور رسيد حق تعالى ايشان را از صعود بر آسمان منع فرمود و مستوجب عذاب شدند پس ايشان را مخير ساخت ميان عذاب دنيا و آخرت ايشان گفتند بار خدايا عذاب آخرت سخت است ما عذاب اين جهان را اختيار مىكنيم كه اسهل است حقتعالى ايشان را در چاه بابل به موى سر ايشان بر بالاى آبى بياويخت و حالا از غايت تشنگى زبان ايشان از دهن بيرون آمده به آب مينگرند و تشنگى مىبرند تا روز قيامت و آن زن را مسخ كرد به اين ستارهء كه آن را زهره ميگويند هم چنان كه سهيل كه عشارى بود در يمن او را بستارهء مسخ كرد و اين قوليست در غايت سخافت و سخنى است مردود و نامعقول و از صوب صواب منحرف چه ملائكه معصومند بالطاف الهى و از معاصى منزه و مبرااند چنان كه در عيون الرضا عليه السّلام مذكور است كه از امام على بن موسى الرضا صلوات اللَّه عليه و على آبائه پرسيدند كه زعم قوم آنست كه هاروت و ماروت دو فرشته بودند كه حقتعالى ايشان را خليفه زمين گردانيد در وقتى كه معصيت و فسق در بنى آدم بسيار شده بود و چون به زمين آمدند بعشق زنى زهره نام مفتون گشتند و بشرب خمر و قتل ناحق و زنا و عبادت صنم ارتكاب نمودند چنان كه گذشت آن حضرت فرمود معاذ اللَّه من هذه المقالة فرشتگان معصومند و محفوظ از كفر و قبايح كما قال اللَّه تعالى لا يَعْصُونَ اللَّه ما أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ و قال عز و جل وَلَه مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ عِنْدَه لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِه وَلا يَسْتَحْسِرُونَ يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ لا يَفْتُرُونَ و قوله بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَه بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِه يَعْمَلُونَ