الملا فتح الله الكاشاني

247

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و غير آن از آيات داله بر عصمت ايشان بلكه بايد كه اعتقاد كنيد به اينكه حقتعالى ايشان را به پيغمبر آن زمان فرستاد به صورت بشرى تا مردمان را بر حقيقت سحر مطلع ساخته بدانند كه آن امريست باطل و كاريست ناشايسته و نابايسته و بعد از آن فرمود كه بنا بر قول عامه اگر حقتعالى ملائكه را خلفاى زمين گردانيده باشد پس از جمله انبيا و ائمه ميبودند در دنيا و اين مستلزم آنست كه از همهء انبيا و ائمه نيز قتل نفس و زنا و شرب خمر و عبادت اصنام صادر شود هم چنان كه از ايشان صادر شد نعوذ باللَّه من هذه العقيدة المردية پس فرمود كه آيا ندانسته‌ايد كه حقتعالى رسل را از جنس مرسل اليهم مبعوث گردانيده حيث قال وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرى چه در اين آيه اخبار فرموده كه او سبحانه هرگز بعث ملائكه نكرده باهل زمين تا انبيا و ائمه و حكام ايشان باشند بلكه بشر را بر ايشان مبعوث ساخته يا به جهت جنسية با سهل وجه احكام الهى را به سهولت از ايشان فرا توانند گرفت و اگر نه موجب رهبت ترس و نفرت ايشان ميشد و طباع همه ايشان رميده ميگشت گفتند يا بن رسول اللَّه پس ابليس فرشته نبوده باشد فرمود نه بلكه از جن است كما قال تعالى وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ و هو الذى قال اللَّه عج وَالْجَانَّ خَلَقْناه مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ گفتند بعضى مردمان ميگويند كه حقتعالى ولايت أمير المؤمنين ع را بر اهل سماوات عرض فرمود هم چنان كه بر اهل زمين بعضى ملائكه از اين ابا كردند حقتعالى ايشان را به صورت ضفادع مسخ گردانيد فرمود معاذ اللَّه ( هؤلاء المفترون المكذبون علينا ) اين جماعت افترا كرده‌اند بر ما ملائكه رسل خدايند پس ايشان مانند ساير انبيا و رسل اويند بخلق و هم چنان كه انبيا از كفر منزه‌اند ملائكه نيز از آن مبرااند چه شان ملائكه عظيمست و خطب ايشان جليل گفتند چه ميفرمائيد در حق ستارهء زهره و سهيل كه ميگويند از مسوخاتند فرمود ( كذبوا فى قولهم ) در اين گفتار نيز دروغ ميگويند بلكه زهرهء زانيه كه بنى آدم به او زنا ميكردند و سهيل عشار هر دو ممسوخ شدند به دو دابهء بحركه مسمى باسم اين هر دو ستاره‌اند و مردمان غلط كرده گمان برده‌اند كه اين دو ستاره باشند و چون تواند بود كه حقتعالى اعداى خود را بانوار مضيئه مسخ كرده باشد كه تا آسمان و زمين باقى باشد ايشان باشند و حال آنكه ممسوخ بيش از سه روز زنده نبودند و از ايشان نسلى پيدا نشد و امروز بر روى زمين هيچ ممسوخى نيست و اينكه مثل قردة و خنازير و اشباه آن را ممسوخات ميگويند به اين معنى است كه حق تعالى كفار را بامثال ايشان مسخ كرده بعد از آن فرمود كه و ما هاروت و ماروت دو فرشته بودند كه حق تعالى ايشان را به جهت تعليم سحر به زمين فرستاد زيرا كه در آن زمان سحره دعوى نبوت ميكردند پس آن هر دو فرشته را فرستاد تا تعليم مردمان دهند و ايشان را بر حقيقت بطلان سحر و كيفيت احتيال