الملا فتح الله الكاشاني

237

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

( بئسما يامركم به ايمانكم هذا الامر ) و ميتواند بود كه مخصوص بذم جميع قبايح ايشان باشد كه در آيات مذكوره سمت ذكر يافته به جهت الزام حجت بر ايشان يعنى بد چيزيست اين كه ايمان بتورات شما را به آن ميفرمايد كه آن انكار نبوت محمد ص است و قرآن و يا اقدام بر قبايح مذكوره * ( إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ) * اگر هستيد شما گرويدگان بتورات اين تقرير قدح است در دعوى ايشان بگرويدن بتورات و تقدير اينست كه ( ان كنتم مومنين بها ما امركم بهذه القبائح و رخص لكم فيها ايمانكم ) يعنى اگر گرويده ميبوديد بتورات شما را به اين قبايح امر نميكرد ايمان شما به آن و شما را رخصت نمى داد در كردن آن و چون اين افعال قبيحه از شما صادر شده پس معلوم مىشود كه بتورات ايمان نداريد و در اين دعوى كاذبيد و مىتواند بود كه تقدير آيه اين باشد كه ( ان كنتم مومنين بها فبئسما امركم به ايمانكم بها ) يعنى اگر گرويده‌ايد بتورات پس بد چيزيست اينكه ايمان شما به آن شما را امر كرده چه مؤمن را سزاوار است كه فرا نگيرد مگر آن چيزى را كه ايمان او اقتضاى آن كرده و چون ايمان بتورات آمر شما نيست بفعل قبيح پس شما مؤمن نباشيد به آنچه ايمان كسى را بكفر نمىفرمايد و يهود با وجود اقتراف اين قبايح و كسب مساوى دعوى مىكردند كه بهشت جز ما را نخواهد بود حقتعالى فرمود كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ص در جواب دعوى ايشان كه * ( إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآخِرَةُ ) * اگر هست بزعم شما كه مر شما راست سراى ديگر كه بهشتست * ( عِنْدَ اللَّه ) * نزد خدا * ( خالِصَةً ) * در حالتى كه آن خالص است مر شما را يعنى خاصهء شما است * ( مِنْ دُونِ النَّاسِ ) * غير از ديگر مردمان يا غير مسلمانان لقولهم لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى الف و لام بنا بر اول از براى جنس است و بنا بر ثانى براى عهد و بر هر تقدير ميفرمايد كه اگر در اين دعوى صادقيد * ( فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ ) * پس آرزو كنيد مرگ را * ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * اگر هستيد راستگويان در آنكه بهشت خاصهء شما است يا در آنكه ابناى خدا و احباى اوئيد لقولهم نَحْنُ أَبْناءُ اللَّه وَأَحِبَّاؤُه زيرا كه هر كه متيقن است به آن كه از اهل بهشتست لا محالة مشتاق آن خواهد بود و در آرزوى آنكه باسرع زمان از اين دار محنت خلاص شده به آن جا رود كه موضع روح و راحتست چنان كه مرويست كه أمير المؤمنين ع در جنگ صفين غلاله در سر داشت امام حسن وى را گفت ( يا ابى ما هذا بزى المحاربين ) اى پدر بزرگوار اين ذى اهل حرب و روش اهل قتال نيست در جواب فرمود كه ( يا بنى لا يبالى ابوك على الموت سقط ام عليه سقط الموت ) يعنى اى فرزند ارجمند هيچ باك ندارد پدر تو كه بر مرگ واقع شود يا مرگ به او رسد ( و فزت