الملا فتح الله الكاشاني

219

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

محاجه بكتاب خدا و حكم او بعنوان محاجه نزد آن از قبيل آنست كه كسى گويد ( عند اللَّه كذا ) و مراد او اين باشد كه ( انه فى كتاب و حكمة ) و گويند * ( عِنْدَ رَبِّكُمْ ) * بمعنى ( عند ذكر ربكم ) است و يا ( بما عند ربكم ) و يا ( بين يدى رسول ربكم ) و يا آنكه معنى اين باشد كه محاجه كنند با شما نزد پروردگار شما روز قيامت و گويند كه حق را ميدانستيد و متابعت نكرديد و در اين تفسير نظر است زيرا كه اخفا دافع اين محاجه نيست و قوله * ( أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) * از تتمه كلام ملامت كنندگان است يعنى آيا چرا در نمييابيد اين معنى را كه اسرار خود با خصم در ميان نبايد نهاد و يا آن كه خطابيست از خدا بمؤمنان و متصل به أ فتطمعون و معنى اين كه اى مؤمنان چرا تعقل نميكنيد در حال ايشان تا قطع طمع كنيد از ايمان ايشان از مجاهد مرويست كه سبب نزول اين آيه آن بود كه چون رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از جنگ احزاب فارغ شد و قصد حصن بنى قريظه و بنى نضير كرد پس اهل اسلام حصن را احاطه كرده بر گردان خيمه زدند و امير المؤمنين ع رايت رسول اللَّه ( ص ) در دست داشت و در وقت آمدن به آن حصن رسول ( ص ) وى را گفت اى على برو ببركت خدا و يقين بدان كه حق تعالى ناصر توست و زمينها و سراهاى ايشان را به من وعده داده است و سوگند ميخورم به آن خدايى كه تو را بر عمرو بن عبد ود ظفر داد كه تو را مخذول نگرداند پس أمير المؤمنين ع به زير حصن آمد اهل حصن چون وى را بديدند خوف عظيم در دل ايشان افتاد يكى گفت ( جاءكم صاحب محمد ص ) و ديگرى گفت ( اقبل اليكم قاتل عمرو ) و كسى ديگر از كنار حصن آواز داد كه ( قتل على عمروا . صاد على صقرا . قصم على ظهرا . هتك على سترا . ابرم على امرا ) أمير المؤمنين ع بدانست كه ايشان ترسيده‌اند و چون ساعتى آن جا مكث فرمود ايشان بكنار حصن آمدند و زبان بدشنام و سفاهت بگشادند آن حضرت فرمود كه خواستم باز گردم و نگذارم كه رسول بيايد و اين سخنها بشنود در اين خيال بودم كه پيغمبر ( ص ) بيامد و آن سخنها را بشنيد آواز داد كه يا اخوة القردة و الخنازير انا اذ انزلنا بساحة قوم فساء صباح المنذرين ) چون اين كلام بشنيدند گفتند يا ابو القاسم تو هرگز جاهل و دشنام ده نبودى آن حضرت بكرم و حلم خود ساكت شده برگشت ايشان چون قول ( يا اخوة القردة و الخنازير ) شنيدند گفتند محمد از كجا دانست كه بعضى از اسلاف ما بقردة و خنازير مسخ شده‌اند پس قرار بر اين دادند كه از ياران ما كسى او را به اين اخبار كرده پس به يكديگر نظر كرده گفتند * ( أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّه عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِه عِنْدَ رَبِّكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) * حقتعالى از اين خبر داده آيه مذكوره را انزال فرمود و بعد از آن در جواب ايشان گفت * ( أَ وَلا يَعْلَمُونَ ) * آيا نميدانند جهودان * ( أَنَّ اللَّه يَعْلَمُ ) * آن كه بتحقيق حقتعالى ميداند * ( ما يُسِرُّونَ ) * آن چه پنهان مىدارند * ( وَما يُعْلِنُونَ ) * و آنچه آشكارا