الملا فتح الله الكاشاني

220

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ميكنند و از جمله آن اسرار ايشان است كفر خود را و اعلان اسلام و اخفاى عداوت حضرت رسالت و ساير مؤمنان و اظهار مودت آن حضرت و اهل ايمان و اخفاى آن چه بر ايشان نازل ساخته از نعوت حضرت رسالت ( ص ) و اظهار غير آن و تحريف حكم از مواضع خود و معانى آن و اكثر مفسران در تفسير اين گفته‌اند كه آيا يهودان نميدانند كه حقتعالى سر و علانيه ايشان را ميداند پس چگونه است كه يكديگر را در خفيه منع مىكنند از تحدث به آنچه حق است و حال آنكه مقرند به آن و غير جاهدان پس ايشان به جهت اين به ملامت الزمند و در مذموميت الوم چه هر كه داند كه حقتعالى داناى آشكار و نهانست بايد كه ظاهر خود را بفرمانبردارى آراسته سازد و باطن خود را از لوث ناپاكى و بىباكى بپردازد * ( وَمِنْهُمْ ) * و از جهودان جماعتىاند كه * ( أُمِّيُّونَ ) * نانويسنده و ناخوانده‌اند * ( لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ ) * نميدانند تورية را و نمى شناسند آن چه در او است مراد جهلهء ايشانند كه علم بقرائت و كتاب ندارند تا مطلع شوند به احكام تورية و آنچه در اوست بر ايشان محقق شود * ( إِلَّا أَمانِيَّ ) * استثناى منقطع است يعنى ليكن ميدانند آرزوهاى خود را مراد آن است كه معتقد ايشان اينست كه آنچه در تورية است موافق هواهاى ايشانست و از جمله آنست كه اعتقاد دارند به صحت وعدهاى دروغ كه از علماى خود ميشنوند كه بهشت خاصه ايشان خواهد بود و آباء و اجداد ايشان را شفاعت خواهند كرد و غير آن كقوله تعالى وَقالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّه و امانى جمع امنيه است و آن در اصل هر چيزى است كه انسان در نفس خود تقدير آن كند از امورى كه موافق طبع و مرغوب نفس باشد و اشتقاق از منى است كه بمعنى قدر است و لهذا اطلاق آن بر كذب مىكنند و بر آنچه متمنى باشد و بر آن چه قرائت آن كنند چه قارى تقدير كلمات و تصوير حروف مىكند و آن را قرائت مىكند حاصل معنى آنست كه يهودان معتقد اكاذيبند و بر وجه تقليد آن را از محرفين فرا گرفته‌اند و يا مواعيد كاذبه كه ايشان ميشنوند از اينكه كسى ديگر غير از يهود ببهشت نرود و آتش مس نكند ايشان را مگر اياما معدودة و نزد بعضى استثناى متصل است و معنى اين كه مگر كه قراءة آن ميكنند بر وجهى كه آن عاريست از معرفت معنى و از تدبر در آن بلكه محض تلقف است و بنا بر اين امانى ماخوذ است از قول شاعر كه ( تمنى كتاب اللَّه اول ليلة . تمنى داود الزبور على رسل ) و از اين قبيل است قوله تعالى إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِه و اين قول مناسب وصف ايشان نيست به امية * ( وَإِنْ هُمْ ) * و نيستند ايشان * ( إِلَّا يَظُنُّونَ ) * مگر آنكه گمان مىبرند بدون علم و يقين يعنى آنچه ميگويند محض گمانست و اصلا علم به آن ندارند و آن را از سر يقين نميگويند و گاه هست كه اطلاق ظن مىكنند بر راى و اعتقادى كه غير قاطع باشد و اگر چه صاحب آن به آن جازم باشد مانند اعتقاد مقلد وزيغ از