الملا فتح الله الكاشاني

213

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

است كه اگر بنى اسرائيل انشاء اللَّه نگفتندى هرگز آن گاو را نيافتندى و شافعيه به اين آيه احتجاج كرده‌اند بر آنكه همه حوادث باراده حقتعالى است و بر آنكه امر گاه هست كه منفك مىشود از اراده و اگر نه وقوع شرط بعد از امر بيمعنى خواهد بود و اين قول باطل است چه آن مستلزم آنست كه اراده حق سبحانه متعلق شده باشد بحدوث زنا و شرب خمر و غير آن و موجب آنكه حقتعالى امر نمايد به چيزى كه خلاف مصلحت و حكمت باشد چه مصلحت لازم اراده است پس بر تقدير انفكاك امر از اراده مصلحت منتفى خواهد بود ( تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا ) و جواب از احتجاج ايشان آنست كه مراد شرطيه آنست كه اگر حق تعالى اسباب لطف و توفيق بما عنايت فرمايد به اين طريق كه تبيين را زياده گرداند در بقرهء مخصوصه هر آينه ما بعد از حدوث بيان راه يابيم و امر حقتعالى ايشان را بقتل بقره مانند امر او است كفار را بايمان كه موقوفست باسباب لطف و توفيق و تفكر و تدبر ايشان در آن پس ارادهء او موقوف به اين باشد و اين معنى مستلزم قول مذكور نيست تا احتجاج به آن توان كرد و معتزله گفته‌اند كه اين كلام دالست بر آنكه ارادهء حقتعالى حادث است اى ( ان حدث مشية اللَّه ) و بعضى جواب از اين داده‌اند كه تعليق باعتبار تعلق است حاصل كه چون بنى اسرائيل طلب تبيين كردند در بقره بر وجهى كه رفع تشابه شود * ( قالَ ) * گفت موسى بايشان كه * ( إِنَّه يَقُولُ ) * بدرستى كه حقتعالى ميفرمايد * ( إِنَّها بَقَرَةٌ ) * بتحقيق كه آن گاويست * ( لا ذَلُولٌ ) * نه رام گشته و نرم شده كه به حكم زارع * ( تُثِيرُ الأَرْضَ ) * بشوراند و منقلب سازد زمين را * ( وَلا تَسْقِي الْحَرْثَ ) * و نه كه آب دهد كشت را لا ذلول صفت بقره است بمعنى غير ذلول و لا ثانيه مزيده است براى تأكيد لاء اولى و اين هر دو فعل صفت ذلولند كانه قيل ( غير ذلول مثيرة و لا ساقية ) يعنى آن گاو متصف است به اينكه متذلل و رام نيست كه شورندهء زمين و آب دهندهء آن باشد بلكه آن * ( مُسَلَّمَةٌ ) * دست باز داشته شده است از همهء گاوها و بسر خود چرا مىكند و يا آنكه وارسته شده است از عيوب و يا خالص گردانيده شده است لون آن مأخوذ از ( سلم له كذا اذا خلص له ) * ( لا شِيَةَ ) * نيست هيچ رنگى كه مخالفت رنگ زردى باشد * ( فِيها ) * در او حتى كه سم و شاخش هم زرد است شية مصدر ( و شاه و شيئا و شية ) است اى ( خلط بلونه لون اخر ) و چون بنى اسرائيل صفات مذكوره كه موجب رفع تشابه ايشان بود شنيدند * ( قالُوا الآنَ ) * گفتند اكنون كه اين صفتهاى بيان كردى * ( جِئْتَ بِالْحَقِّ ) * آوردى راستى را يعنى حقيقت آن را بيان كردى و تمام صفت آن را روشن باز گفتى براى ما پس تفحص آن گاو كردند و آن را