الملا فتح الله الكاشاني

165

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

قبول ارزانى فرما و در بعضى روايات آمده كه چون آدم ايندعا كرد خطاب آمد بوى كه اى آدم تو اين نامها را چگونه شناختى گفت الهى بر ساق عرش نام نامى ايشان را باسم سامى تو قرين ديدم دانستم كه گرامى - ترين آفريدگان به حضرت تو ايشان توانند بود القصه چون آدم به حضرت خاتم ( ص ) و اهل بيت او عليه السّلام استشفاع نمود * ( فَتابَ عَلَيْه ) * پس بازگشت حقتعالى بر او برحمت شامله خود بعد از آنكه نظر تفصل خود را از او برداشته بود و توبهء او را بحيز قبول رسانيد بدانكه اصل كلمة و كلمات ( كلمست ) كه عبارت از تأثيريست كه ( مدرك ) مىشود بيكى از حاسهء سمع و بصر مانند كلام و جراحت و ترتب توبه بفا بنا بر آنست كه تلقى كلمات متضمن معنى توبه است كه آن اعترافست بذنب و ندامت بر آن و عزم بر عدم عود به آن و اكتفاء بذكر آدم جهت آنست كه حوا تابع او بود در حكم و لهذا ذكر نسا در اكثر قرآن و سنن مطويست و توبه در اصل لغت بمعنى رجوعست ليكن هر گاه بنده به آن موصوف شد بمعنى رجوع است از معصيت بطاعت و هر گاه حقتعالى بآنمتصف گشت بمعنى رجوعست از عقوبت بمغفرت پس قول او سبحانه * ( إِنَّه هُوَ التَّوَّابُ ) * به اين معنى است كه بدرستى كه خداى تعالى اوست نيك رجوع كننده از عقوبت بمغفرت و نزد بعضى معنى آنست كه اوست بسيار يارى دهنده بر توبه كردن * ( الرَّحِيمُ ) * بسيار بخشنده و مهربان بر بندگان و در جمع بين الوصفين وعده ايست هر تائب را باحسان با وجود عفو و مغفرت و مفسران را در كلماتى كه منشأ قبول توبه آدم شد چند قول ديگر هست حسن و قتاده و عكرمه و سعيد بن جبير بر آنند كه آن كلمات اينست كه رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ و از مجاهد منقولست كه آن كلمات اين بود كه اللهم لا إله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فاغفر لى انك خير الغافرين اللهم لا إله الا انت سبحانك رب انى ظلمت نفسى فارحمنى انك خير الراحمين اللهم لا إله الا انت سبحانك و بحمدك رب انى ظلمت نفسى فتب على انك انت التواب الرحيم ) و گويند كه اين كلمات بود كه سبحانك و بحمدك و تبارك اسمك و تعالى جدك لا إله الا انت ظلمت نفسى فاغفر لى فانه لا يغفر الذنوب الا انت و بعضى گفته‌اند كه آن تسبيحات اربعست يعنى ( سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر ) و ابن ميثم در شرح نهج البلاغه آورده كه از ابن عباس منقولست كه حقتعالى نسك حج را و كلماتى را كه گفته مىشود در آن يعنى ( لبيك اللهم لبيك لبيك ان الحمد و النعمة لك لا شريك لك لبيك ) تعليم آدم و حوا كرد و ايشان به همان طريقه حج كردند و چون فارغ شدند وحى فرستاد بايشان كه قبول توبهء شما كردم مرويست كه منشأ قبول توبهء آدم آن بود كه هفت بار طواف كعبه كرد و كعبه در آن روز تلى سرخ بود و دو ركعت نماز بگذارد و بعد از آن مستقبل كعبه شد و گفت ( اللهم انك تعلم سرى و علانيتى