علي بن زيد البيهقي

مقدمه 53

معارج نهج البلاغة

2 - پيشواى زاهد إبراهيم بن محمد خراز كه از پارسايان به شمار است . 3 - پيشواى دانشمند علي بن هيثم نيشابورى كه بسيار شيوا و سخنآفرين است . با اين متكلمان من شد و آمد داشتم و از آنان بهره بردم . كسانى كه من با آنها آميزش داشته‌ام بيش از هفتاد تن هستند مانند : 4 - پيشوا رشيد الدين عبد الجليل رازى كه متكلم شيوا و سخنشناس دانشمند نيكخوى كه نگارشهاى أو بر دانش أو گواه است ( اعلام الشيعة 6 : 194 ) . 5 - پيشواى سرآمد سديد الدين محمود بن ميرك رازى كه در آغاز شاگرد أو بوده ولى اكنون برتر از اوست اگر چه پيشين از پسين هميشه برتر است ( تاريخ بيهق 398 - اعلام الشيعه 6 : 254 و 295 و 7 : 187 - دانشگاه 6744 ) . ميان من و ميان رشيد رازى برادرى است . 6 - پيشوا محمود ملاحمى خوارزمى كه هوش أو گره گشا است مانند زبان كه از آن سخنان بيرون مىآيد . ( از تتمة صان الحكمة برمىآيد كه بيهقى در 519 أو را در مرو ديده است ) . 7 - از كسانى كه آوازهء وى را شنيدم و نشانهء أو را ديدم و خود أو را نديدم پيشوا أحمد بن محمد وبرى خوارزمى متكلم است كه أو را خواجهء بزرگ مىخوانند و أو به روش كلامي بر دشوارهاى نهج البلاغة گزارش نوشته است كه من آن را جاى جاى بنام خود أو مىآورم و از أو مىستايم . بيهقى در سراسر اين گزارش سخنان وبرى خوارزمى را مىآورد . گويا هم اين كه پيش گفته است كه من نخستين گزارشنگار نهج البلاغه هستم و اكنون مىگويد كه من از گزارش أو در اين دفتر بهره مىبرم براى آن باشد كه وبرى بر همهء نهج البلاغة گزارش ننوشته باشد . از سخنان بيهقى برمىآيد كه وبرى در هنگام ساختن اين گزارش در گذشته بوده است همچنين از آن پيداست كه گزارش أو فلسفى و كلامي است . أو در اين گزارش ياد مىكند از القرابادين الكبير و جواهر الأجسام السماوية و المضاف و المنسوب و جامع الأمثال خودش و جداول تاريخ أبو جعفر محمد بن حسن خازن و رسالهء « اد لحطاحب » خود وى و كتاب منافع الأعضاء و الآثار العلويه و الغريبن و الكتب الطبيّة و الكتب المصنفة في خواص الأشياء و الصحاح و جوامع الكلم شاشى و هروى و عميد أبو بكر قهستانى و وزير محمد بن أبي توبه و ابن عباس و سيبويه و مبرد و جوهرى و ابن السكيت و ثعلبى و قتبيى و خجندى اصفهانى و قفّال شاشى . بندى از اثو لوجيا ( 54 ) و إشارات ابن سينا هم در آن آمده است كه اين دو را