علي بن زيد البيهقي
مقدمه 54
معارج نهج البلاغة
كيدرى هم آورده است . أو از پيشداديان و منوچهر و كسرى و پرويز ياد مىكند . در بارهء « وصية على للحسين » مىگويد « جامعة لآداب الشرع » ( 153 ) و در آن مىنويسد كه من در نخستين شب ماه رمضان 531 پيامبر را به خواب ديدم كه به من مىفرمود « من قال لا ادرى في ما لا يدرى فهو اعلم الناس » و آن را هم بارها بر زبان آورد . پس از اين چيزى نمىپرسيدند مگر اين كه در بارهء آن مىانديشيدم و به دفترها و فتواها مىنگريستم تا اين كه دلم به جايى مىآرميد . أو در شرح بند ( أيها الناس انّما أنتم في هذه الدنيا غرض . . . ) ( خطبه 141 ) از نهج البلاغة در بارهء « قد مضت لنا أصول نحن فروعها » مىگويد : « منقول عن منوچهر الملك في الكتب القديمة و التوارد يتّفق في الاشعار و الحكم و المواعظ » ( 84 ) ( طبرى 1 : 437 - مرغنى 66 - تجارب الأمم رازى 1 : 19 ) . در بارهء گفتار پيامبر « طلب العلم فريضة على كل مسلم » مىنويسد كه متكلَّم آن را أصول و خداشناسى ، و فقيه دانش شريعت ، و محدث دانش كتاب و سنت ، و متصوف آگاهى از چگونگىهاى دل ، هر يك روى دانشى كه دارند پنداشتهاند مگر اين كه برخى از شناختگان گفتهاند كه آن آگاهى از چگونگى دل است و دانش اعتقاد كه با يكى از آنچه رهاننده است و يا تباه كننده است از خوىها آگاه شوند كه براى همه بايستنى است ولى آگاهى از دانش خريد و فروش و داد و ستد را برخى بايد بدانند و هيچكس از شناخت دل بىنياز نخواهد بود در دومى مىتوان از شكى كه در اعتقاد پيش مىآيد پرهيز مىگردد . ( 98 ) أو به بحثهاى لغوى نيز مىپردازد در جايى مىگويد كه « سرق الحرير » مفرد آن « سرقه » است كه همان « سره » فارسى باشد و « ديباى نيكو » را مىرساند ( 76 ) . أو در آغاز براى اثبات بلاغت نهج البلاغه اندكى بحث بديعى كرده است كه كيدرى و ابن ميثم هم از أو پيروى نموده و تا اندازه اى هم سخن را به درازا كشاندهاند . روش أو در اين شرح تا اندازه اى سنجشى است و از سخنان ديگران هم گواه آورده است مداينى پس از أو پا فراتر نهاده و در روشن ساختن سخنان أمير مؤمنان با ياد كردن گفته ها يونانيان و ايرانيان و عربها و ديگران پا فراتر نهاده است . در اين دفتر بحثهاى ادبى و فقهى و نجومى و طبى و فلسفى هست و بيهقى سخنان پيشواى اسلام را از هر رهگذر بررسى كرده و روش انسيكلپديايى در آن به كار برده است . أو در آغاز و انجام آن از نهج البلاغة ستوده و پيداست كه أو با اين كه خود حنفى