على بن محمد العلوى العمري

98

المجدي في أنساب الطالبين

در اين أيام غربت وبيمارى ونگرانى از مسائل ومشكلات ناشيه از جنگ تحميلى از يك طرف ودسترسى نداشتن به كتاب براي اين ضعيف كه تقريبا از وقتي كه خواندن را ياد گرفته أم با كتاب محشور بوده أم ، از طرف ديگر بسيار آزرده وافسرده أم مىساخت . در اين ميان دوست عزيز وكريمى كه طبيب وساكن نيويورك است وبه روان پزشكى در بيمارستان لوقاى مقدس نيويورك اشتغال واز بستگان همسرم مىباشد ، از من وهمسرم دعوت كرد كه چند هفته اى به نيويورك وبه خانه أو برويم ودر جهت ترغيب وتشويق من به قبول دعوت گفت كه در نيويورك چندين كتابخانه عظيم موجود است كه در بعضي از آنها ( واز جمله كتابخانه عمومى نيويورك وكتابخانه دانشگاه كولومبيا - وكتابخانه دانشگاه نيويورك ) ده ها هزار جلد كتاب عربى وفارسي موجود است واگر به خانه ايشان بروم به علت قرب جواري كه با كتابخانه كولومبيا وكتابخانه عمومى نيويورك دارد مىتوانم روزها وقتم را در آن كتابخانه ها بگذرانم ، از اين روى دعوت آن طبيب محترم ودوست عزيز را پذيرفتم وبه قصد أقامت كوتاهى به نيويورك رفتم . پس از مراجعه به كتابخانه عمومى نيويورك ( كه استفاده از كتب چاپى آن نيازمند به هيچگونه مقدمات وتشريفات قبلي نيست ) ومشاهده آن همه كتب عربي وفارسي در آن كتابخانه ، وآشنائى با جوان إيراني پاك طينت كه كارمند آنجا بود وبه طيب خاطر راهنمائى ها وكمكهاى لازم را براي نشان دادن محل كتب چاپى به من فرمود . وسهل التناول بودن كتاب ها براي مراجعين ، براي اين ضعيف كه چند ما هي بود از كتب مورد علاقة أم دور مانده بودم وبه قول سعدى در برابر آن همه كتاب هم چون گرسنه اى در برابر سفره نان شدم واز آنجا كه تقريبا " فيها