على بن محمد العلوى العمري
99
المجدي في أنساب الطالبين
ما تشتهيه الأنفس وتلذ الأعين " بود به محض آنكه چشمم بر جمال آن كتب افتاد قصد رحيلم بدل به أقامت طولانى ترى شد ، دو سه روز بعد از همان دوست جديد إيراني خود پرسيدم كه آيا در اين كتابخانه نسخ خطى عربي وفارسي هم هست ؟ گفت بلى آن قدر مىدانم كه هست اما چون قسمت كتب خطى به كلى از قسمت كتب چاپى جداست من از كم وكيف آن اطلاعى ندارم ولى بيا تا تو را بدان بخش ببرم وبه مسؤلين آنجا معرفى كنم ومرا به آن بخشي كه در طبقه ديگرى بود برد واجمالا مرا به كارمند ديگرى معرفى كرد وبه سراغ كار خود رفت . من از آن كسى كه به أو معرفى شده بودم پرسيدم آيا فهرست كتب خطى عربي وفارسي را به من مى دهيد كه مطالعه كنم گفت من از اين أمور اطلاعى ندادم ما اينجا فقط به تشخيص هويت مراجعين ونيازمندان به مطالعه نسخ خطى مىپردازيم وكارت شناسائى لازم را صادر مىكنم ، چون قبلا شبيه اين موضوع را در كتابخانه ملى پاريس هم ديده بودم دانستم كه بايد همان مسير را طي كنم . روز بعد با أوراق هويت خود به آن أطاق رفتم وآنها پس از ملاحظة آن أوراق وطرح سؤالاتى راجع بن ميزان سواد وسوابق شغلى ومنظور از مراجعه به نسخ خطى عربي وفارسي چند قطعه عكس از من گرفتند وآن را بر پروانه هاى خاصي چسباندند ومهر زدند ويكى از همان پروانه ها را هم كه مدت دو ماه اعتبار داشت به من دادند وگفتند فردا بعد از ساعت 10 صبح وقبل از ساعت 3 بعد از ظهر بايد بفلان أطاق در فلان طبقه به روى واين پروانه را نشان بدهى . فردا ساعت يازده صبح بفلان أطاق رفتم مأمور اونيفورم پوشى پروانه مرا گرفت وبا نسخه ديگرى كه از آن پروانه نزد أو فرستاده بودند مطابقه كرد . وسپس مرا به أطاق ديگرى برد كه علاوة بر درب چوبى معمولى ورودى