محمد تقي المجلسي ( الأول )
61
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
است كه نماز صبح را بلند مىخوانند و از اين حديث ظاهر مىشود كه جماعت در نمازهاى جهريه اهم است از نمازهاى اخفاتيه و در دو ركعت آخر تسبيح افضل است از قرائت زيرا كه چون حضرت در نماز بدون ركعت آخر رسيدند بخاطر خود آوردند عظمت و جبروت الهى را پس متحير و مدهوش شدند و تسبيحات اربع را خواندند بنا بر اين است كه تسبيح بهتر است از قرائت كه متابعت آن حضرت كرده باشند . ( و سال يحيى بن أكثم القاضي ابا الحسن الاوّل صلوات الله عليه عن صلاة الفجر لم يجهر فيها بالقراءة و هى من صلوات النّهار و انّما يجهر فى صلاة اللَّيل فقال لأنّ النّبيّ صلى الله عليه و آله كان يغلَّس بها فقرّبها من اللَّيل ) منقول است در صحيح از محمد بن بشير كه يحيى بن اكثم قاضى عراقين سؤال كرد از حضرت امام على نقى مسائل بسيار و ظاهر لفظ اول از نساخ زياد شده است چون صدوق در علل از ابو الحسن ثالث روايت كرده است - از نماز صبح كه چرا آن را بلند مىخوانند و حال آن كه آن از نمازهاى روز است و از حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله منقول است كه نمازهاى شب را بلند مىبايد خواند و نمازهاى روز را آهسته پس حضرت فرمودند كه چون حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله نماز صبح را در اول وقت كه تاريك بود واقع مىساختند و قريب به شب مىكردند آن را حكم نمازهاى شب دادند در جهر و در علل لقربها بود يعنى چون نزديك به شب بود آن را حكم نماز شب دادند . و در حديث كالصحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه منقولست كه فرمودند كه سنت است كه نمازهاى روز را آهسته بخوانند و سنت است كه نمازهاى شب را بلند بخوانند و اين بر سبيل استحبابست در نوافل و در