محمد تقي المجلسي ( الأول )

4

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

كه اينها واجب نيست و اكثر اخباريين در چنين جاها متوقفند چون عمده دلايل وجوب امر اينست كه اگر آقا به غلام خود كارى فرمايد و غلام مخالفت آقا كند عقل آن غلام را مذمّت مىكنند و مذمت عاجل دليل عذاب آجل است و اين دليل تمام نيست زيرا كه در ما نحن فيه آقاى ما چنين آقايى است كه از غلامان خود بىدغدغه واجبات و مندوبات طلب كرده است بلفظ امر . و در بسيار جائى بيان وجوب و ندب كرده است و در بسيار جائى بيان نكرده است پس اگر در چنين جائى غلام مخالفت آقا كند ظاهر نيست كه عقلا آن غلام را مذمّت كنند به مذمّتى كه بر ترك واجبات بىدغدغه كنند بلكه عقلا بر ترك مستحب نيز مذمّت مىكنند مذمّتى كه خوب نكردى كه سخن آقاى خود را نشنيدى اگر مىشنيدى آقا ترا خلعت مىداد يا آن كه معنى ندارد كه حق سبحانه و تعالى احكام خود را منوط و متعلق ساخته باشد با مثال اين آراء ضعيفه بلكه اگر حديثى باشد كه دلالت كند بر آن كه اوامر الهى كه بلفظ افعل واقع شده است بر شما واجب است كه به جا آوريد متّبع است اما به اين آراء كه هر چه در آن طرف گويند ده مثل آن در مقابلش توان گفت البته عمل نمىتوان كرد و در مقدمه گذشت پس در چنين جاها علاج آنست كه آن عبادت را قربة إلى الله به جا آوريم و نيت وجوب و ندب نكنيم . و جمعى را اعتقاد اين است كه مهما أمكن واجبست كه سعى كنيم و بعد از سعى البته ظاهر خواهد شد چون حق سبحانه و تعالى فرموده است كه آن جمعى كه مجاهده مىكنند در راه ما ايشان را هدايت مىكنيم به راههاى خود و اين ظاهر نيست كه در كار باشد تا حق سبحانه و تعالى هدايت كند با آن كه ظاهر آيه هدايت بعنوان مكاشفه است و بعد از مكاشفه فقها مىگويند كه عمل به آن جايز نيست .