محمد تقي المجلسي ( الأول )
21
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
سه تكبير و يك تكبير مىتوان كرد ، و هر يك را كه خواهد قصد تكبير احرام مىتواند كرد و سنّت است كه چون تكبير گويد دستها را بلند كند و اقل آن تا كو كردن است و بيشترش تا محاذى گوشها و بهتر آنست كه سر انگشتان محاذى گوشها باشد و منتهاى كف قريب بزند محاذى كو كردن باشد . چنان كه در صحيح از ابن سنان منقولست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه در تفسير اين آيه كريمه كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه * ( فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ) * فرمودند كه مراد به اين بلند كردن دستست محاذى رو پس معنى چنين خواهد بود كه نماز كن خالص از جهت پروردگار خود و نفس اماره را بكش به آن كه دست را محاذى رو كنى يا شيطان را مىكشى يا آن كه دست خود را چنان بالا بر كه ابتداى دست محاذى موضع نحر باشد كه كو كردنست . و تفسير ديگر منقول است كه نماز عيد را بكن از جهت پروردگارت و قربانى را نحر كن اگر شتر باشد يا شتر را بكش . و در صحيح صفوان منقولست كه آن حضرت را صلوات الله عليه ديدم كه در وقت تكبير دستها را بالا مىبردند و نزديك بود كه به گوشهاى آن حضرت برسد . و در صحيح ابن سنان مرويست كه آن حضرت را صلوات الله عليه ديدم كه دستها را در تكبير برابر رو مىبردند . و در صحيح منصور وارد است كه گفت ديدم كه حضرت تكبير افتتاح فرمودند و دستها را برابر رو بردند و شكم دستها را برابر قبله كردند و چون خواهد كه تكبير گويد ابتداى تكبير مقارن باشد با ابتداى بلند كردن و تمامى تكبير مقارن باشد با تمامى بلند شدن و شكم دست محاذى قبله باشد . در بعضى روايات وارد شده است كه تكبير را بعد از بلند شدن دست بگويد و اين نيز بد نيست و جمعى گفتهايم كه فرد مستحبّ است كه چون بالا