محمد تقي المجلسي ( الأول )
16
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
نباشد زيرا كه دستها را حركت دهى ترا از نماز غافل مىكند ، و تكيه بر ديوار مكن مگر آن كه بيمار باشى و رو به جانب راست و چپ مكن كه اگر التفات كنى آن مقدار كه عقب خود را به بينى واجبست كه اعاده كنى نماز را . بدان كه بر هر يك از آن چه صدوق ذكر كرده است احاديث صحيحه و حسنه وارد شده است و ذكر همه آنها سبب طول مىشود ، بعضى از اخبار را ذكر مىكنم كه فوايد بسيار دارد از آن جمله حديث صحيح زراره كه روايت كرده است از حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه كه فرمودند كه چون به نماز بايستى پاها را بهم نزديك مگذار و ميان هر دو فاصله بگذار اقلش يك انگشت و اكثرش يك شبر و دوشها را بياويز و بلند مكن و دستها را بياويز و مبند و انگشتان را در ميان هم مكن و بايد كه دستها بر رانها باشد محاذى زانوها و مىبايد كه نظرت در حال ايستادن به موضع پيشانى باشد ، و چون به ركوع روى پاها را محاذى هم بدار و فاصله در ميان ايشان به قدر يك شبر بگذار ، و كف دستها را بر زانوها گذار و اول دست راست را بر زانوى راست گذار و بعد از آن دست چپ را بر زانوى چپ گذار و چون كف دست را بر كاسه زانو گذارى انگشتان را گشاده كن كه زانو را بلع كند و مستحكم بگذار و اگر سرهاى انگشتان در ركوع به زانوها رسد كافى است و آن به اندك كج شدن حاصل مىشود مگر آن كه مراد اين باشد كه كف دست گذاشتن به نحوى كه مذكور شد واجب نيست بلكه اگر كج شده باشد سر انگشتان كه مىرسد كافى است و ليكن بعيد است و اوّل اظهر است ، و محبوبتر نزد من آنست كه دستها را بر زانوها نيكو بگذارى و با انگشتان دور زانو را فرو گيرى گشاده ، و پشتت را راست كن و گردنت را بكش راست و مىبايد كه در حالت ركوع نظرت در ميان پايهايت باشد پس چون خواهى كه به سجده روى دستها را بلند كن از جهت تكبير و خود را بينداز از جهت سجود