محمد تقي المجلسي ( الأول )

10

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

تكبير گفتند در حالتى كه ايستاده بودند و دستها را برداشتند در برابر و به سجده رفتند و دستها را پيش از زانوها بر زمين گذاشتند و عبارت كلينى و تهذيب و نسخ امالى به اين عنوان است كه ثمّ سجد و وضع كفّيه مضمومتي الاصابع بين ركبتيه حيال وجهه فقال يعنى پس به سجده رفتند و دستهاى خود را به عنوانى كه انگشتان نزديك هم بود نه مفرج و گشوده پيش زانوها گذاشتند محاذى روى خود و ذكر گفتند و دور نيست كه اين توهم از نساخ شده باشد و از اين عبارت آن معنى را فهميده باشند و محتمل است كه در بعضى از نسخ كتاب حماد چنين باشد و ليكن بسيار مستبعد است بلكه سهو از نساخ شده است چنان كه در بسيار جائى شده است و گفتند سبحان ربي الاعلى و بحمده را سه مرتبه يعنى منزه مىدانم و به پاكى ياد مىكنم پروردگار خودم را كه از آن بالاتر است كه عقول عاقلان به كنه ذات مقدس او تواند رسيد در حالتى كه حمد او مىكنم بر اين تسبيح و اين تنزيه را نيز از جمله نعمتهاى او مىدانم و هر گاه تسبيح از نعم اوست حمد بر تسبيح نيز از نعمتهاى اوست و محتاج است به حمد ديگر إلى غير النهاية . و معلوم مىشود كه حمد او را هيچ كس نمىتواند گفت و اعلى مراتب حمد اعترافست به عجز از حمد و هيچ جزوى از بدن را بر جزوى ديگر نگذاشتند و سجده بر هشت استخوان كردند پيشانى و دستها و كاسه زانوها و سر انگشتان مهين پايها و بينى را بر زمين گذاشتند پس آن هفت اول فرض است و گذاشتن بينى بر زمين سنّت است و آن ارغام مستحب است كه بر خاك مالند بينى را پس سر از سجود برداشتند پس چون درست نشستند الله اكبر گفتند و بر جانب چپ نشستند و پشت پاى راست را بر شكم پاى چپ گذاشتند و گفتند استغفر الله ربي و اتوب اليه يعنى از خداوندى كه تربيت كننده منست مىطلبم كه بيامرزد مرا