محمد تقي المجلسي ( الأول )

124

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

سيّد اشباب اهل الجنّة پس آدم گفت اى پروردگار من اينها كيستند پس حق سبحانه و تعالى فرمود كه اينها از ذريت تواند و بهتر از تواند و بهتر از جميع خلايقند و اگر نه ايشان مىبودند ترا نمىآفريدم و بهشت و دوزخ و آسمان و زمين را نمىآفريدم مبادا زنهار كه نظر به ايشان كنى به چشم حسد كه اگر نظر كنى هر آينه ترا از بهشت بيرون خواهم كرد پس حضرت آدم به چشم حسد به ايشان نظر كرد و آرزو كرد منزلت ايشان را پس شيطان سبب شد كه آدم از شجره منهيّه تناول نمودند و بر حوا مسلَّط شد چون به چشم حسد آرزوى منزلت حضرت فاطمه زهرا صلوات الله عليها كرد و او نيز از شجره منهيّه تناول كرد چنان كه آدم كرد پس حق سبحانه و تعالى ايشان را از بهشت بيرون كرد و به زمين فرستاد با آن كه اين حسد نسبت به امثال ما بد نيست چون مسمى است به غبطه كه آرزوى منزلت ديگرى كند و سلب آن نعمت را از محسود نخواهد ، و حسد آنست كه نخواهد كه محسود آن نعمت را داشته باشد و ليكن نسبت به انبيا غبطه مكروهست و نظر به جلالت ايشان نامناسب است و اگر گناه يا عصيان يا صغيره بر آن اطلاق كنند بر سبيل مجاز است چنان كه وارد است كه حسنات ابرار سيّئات مقربانست چنان كه روايت كرده است همين عبد السّلام هروى كه چون مأمون جمع كرد علماى يهود و نصارى و مجوس و صابئان را و حضرت ابو الحسن على بن موسى الرضا صلوات الله عليه همه را ملزم ساخت از كتب ايشان على بن محمد بن جهم برخاست و گفت يا بن رسول الله آيا قايلى به عصمت پيغمبران حضرت فرمودند كه بلى گفت پس چه معنى دارد قول حق سبحانه و تعالى * ( وَعَصى آدَمُ رَبَّه فَغَوى ) * و ساير آياتى كه در خطاهاى انبيا وارد شده است حضرت فرمودند كه از حق سبحانه و تعالى بترس اى على و قبايح را نسبت به انبيا راه مده