محمد تقي المجلسي ( الأول )
125
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
و قرآن را برأى خود تفسير مكن زيرا كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه نمىداند تاويل متشابهات قرآن را مگر خدا و راسخان در علم كه نبى و ائمهاند صلوات الله عليهم اما حضرت آدم پس حق سبحانه و تعالى او را از جهت خلافت زمين آفريده بود او را نيافريده بود كه در بهشت باشد و مخالفتى كه از حضرت آدم واقع شد در بهشت واقع شد نه در زمين و مخالفت بهشت سبب استحقاق دخول نار نيست پس ترك اولى بود كه از آن حضرت صادر شد در بهشت پيش از نبوّت و خلافت زمين و حكمت الهى اقتضا كرد كه حضرت آدم را لمحه به خود گذاشتند تا بهانه باشد از جهت بيرون آمدن از بهشت و سكناى زمين و حصول انبيا و اوصيا از صلب آن حضرت پس چون حق سبحانه و تعالى او را به زمين فرستاد از ترك اولى نيز حفظ فرمود كه از آن حضرت در مدّت عمر هزار سال كم چهل سال يك مكروه از آن حضرت صادر نشد چنان كه حق سبحانه و تعالى فرمود كه * ( إِنَّ الله اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ) * الخبر و ازين خبر بسيارى از مشكلات حل مىشود و در توراة يهود كه الحال دارند مذكور است كه شجره علم قضا و قدر بود كه چون حضرت آدم تناول كرد تاثير نمود و در ذرّيتش و به سبب تفكر در آن بسيارى از خلايق به ضلالت مبتلا شدند و مىشوند و در اخبار صحيحه متكثره نهى وارد شده است از تفكر در آن مجملات چون حضرت آدم را از بهشت بيرون آوردند حق سبحانه و تعالى امر كرد ذرّيت حضرت آدم را كه نماز عصر را به جا آورند تا روز قيامت و حق سبحانه و تعالى اين نماز را اختيار كرد از جهت امت من و اين نماز از محبوبترين نمازهاست نزد حق سبحانه و تعالى و مرا امر كرد به محافظت آن از ميان نمازها و ظاهر اين حديث آنست كه مراد از نماز وسطى نماز عصر است و حديث زراره كه در اوّل باب صلاة گذشت ظاهرش آنست كه