السيد ابن طاووس ( مترجم : بخشايشي )
61
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي )
كمان تو هستيم كه به سوى هر هدفى كه پرتاب كنى خطا نمىكند . ما سواران وسربازان طايفه تو هستيم كه ما را به هر جنگى بفرستى ، پيروزى وفتح با توست . به خدا قسم در هر گرداب خطرناكى فرو روى ما نيز با تو خواهيم آمد وبا هر سختى اى كه روبرو شوى ما نيز همراه تو روبرو خواهيم شد . به خدا قسم با شمشيرهاى خود تو را يارى مىدهيم وبا بدنهاى خود تو را نگهدارى مىكنيم . به هر چه مىخواهى اقدام كن . " از آن پس بنى سعد رشته سخن را به دست گرفتند وگفتند : " اى ابا خالد ! مخالفت با تو وبيرون شدن از رأى وفرمان تو ، از همه چيز نزد ما ناخوشايندتر است . ولى صخر بن قيس به ما دستور داده بود كه جنگ نكنيم وما هم امر أو را شايسته تر دانستيم وتا كنون جنگ نكرديم وعزت براي ما باقي ماند . حال كه چنين است ما را مهلت بده تا مشورت كنيم وپس از آن اظهار عقيدة نماييم . " در اين موقع بنى تميم آغاز سخن نموده ، گفتند : " اى ابا خالد ! ما از طايفه تو وبا تو هم قسم هستيم . اگر غضب كنى ، ما نيز غضبناك خواهيم شد ودر سفر وحضر همراه تو خواهيم بود . امر وفرمان با توست ، بخوان تا أجابت كنيم ودستور بده تا أطاعت نماييم . " يزيد بن مسعود رو به جانب بنى سعد نمود وگفت : " به خدا قسم اى طايفه بنى سعد ، اگر حسين ( ع ) را يارى نكنيد ، خداوند هرگز فتنه وخونريزى را از ميان شما برنمىدارد وهميشه با خويشتن در جنگ خواهيد بود . " سپس براي حسين ( ع ) نوشت : " بسم الله الرحمن الرحيم . اما بعد ، نامه شما را زيارة كردم ودانستم كه مرا به يارى خود خوانده اى كه با أطاعت كردن از شما [ از رحمت خدا ] بهره مند شوم وبه وسيله يارى شما رستگارى نصيب من گردد . به درستى كه خداوند هرگز زمين را از كسى كه عامل به خير ، يا راهنماى به سوى نجات وسعادت باشد خالى نمىگذارد وشما حجت خدا بر مردم وامانت أو بر روى زمين هستيد . شما شاخه اى از شجره پاك احمدى ( ص ) هستيد كه أصل آن پيغمبر خاتم ( ص ) است وشما فرع آنيد . به فال نيك وطائر فرخنده به سوى ما بيا ، زيرا من بنى تميم را براي تو آماده ساخته أم واينك ، اشتياق آنان بر يارى تو از اشتياق شتران تشنه كه در رفتن به سوى آب بر يكديگر سبقت گيرند ،