الشيخ الكليني ( مترجم : رسولي )
245
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
زيرا ميترسيد كه تو نپذيرى و از آن جهت بدوزخ روى ولى به من خبر داده كه اگر بپذيرم نجات يابم و اگر نپذيرم از دوزخ رفتن من باكى بر او نباشد ( زيرا هر چه باشم فرزند او نيستم پس به من فرمود با بنى اميه نجنگ ولى به تو نفرمود ) سپس به او گفتم : قربانت گردم ، شما بهتريد يا پيغمبران ؟ فرمود : پيغمبران گفتم : يوسف بيعقوب ميگويد « داستان خوابت را ببرادرانت مگو ، مبادا برايت نيرنگى بريزند » او خوابش را نگفت و پنهان داشت كه برايش نيرنگى نريزند ، همچنين پدر تو مطلب را از تو پنهان كرد زيرا بر تو بيم داشت ، زيد فرمود : اكنون كه چنين گوئى بدان كه مولايت در مدينه به من خبر داد كه : من كشته ميشوم و در كناسه كوفه بدار روم و خبر داد كه كتابى نزد اوست كه كشتن و بدار رفتن من در آن نوشته است ، احول گويد من به حج رفتم و گفتگوى خودم را با زيد به حضرت صادق ( ع ) عرضكردم ، فرمود : تو كه راه پيش و پس و راست و چپ و زبر و زير را بر او بستى و نگذاشتى براهى قدم بردارد ( هر چه گفت جوابش را دادى ) . توضيح - موضوع قيام و نهضت جناب زيد بن على بن الحسين عليه السلام و منظور و هدف او از آن نهضت در كتب تاريخ و حديث مورد بحث و تحقيق است . از رواياتى استفاده مىشود كه قيام او براى سرنگون ساختن خلافت جابرانه و غاصبانه بنى اميه و نصب امام به حق بوده است ، از روايات ديگرى هم جور ديگر استفاده مىشود چنان كه اين روايت هم دو پهلو است . از اينها گذشته مناسبت اين روايت با عنوان باب كه « الاضطرار الى الحجة » است براى ما معلوم نشد . طبقات پيغمبران و رسولان و ائمة ( ع ) 1 - امام صادق عليه السلام فرمود : پيغمبران و رسولان چهار طبقه باشند : 1 - پيغمبرى كه تنها براى خودش