السيد محمد باقر حجتي
175
كشاف الفهارس
5 . اختلاف در حروف كه موجب تغيير در معنى وشكل مى گردد ، مانند كلمه ء ( طلع ) در آية ء : ( وطلح منضود ) ( واقعه : 29 ) كلمه ء ( طلح ) هم به حاء : ( وطلح ) ، ونيز به عين : ( وطلع ) قرائت شده است . * 6 . اختلاف در تقديم وتأخير ، مانند : ( وجاءت سكرة الموت بالحق . . ) ( ق : 19 ) كه به صورت ( وجاءت سكرة الحق بالموت ) ، يعنى به صورت تقديم ( الحق ) بر ( الموت ) قرائت شده است . ونيز مانند : ( فأذاقها الله لباس الجوع والخوف . . ) ( نحل : 112 ) كه به صورت ( فأذاقها الله لباس الخوف والجوع ) ، يعنى به تقديم ( الخوف ) بر ( الجوع ) قرائت شده است . * 7 . اختلاف در زيادة ونقصان ، مانند : ( . . وما عملت أيديهم . . ) ( پس : 35 ) كه به صورت ( وما عملته أيديهم ) نيز قرائت شده است . ونيز مانند : ( ان الله هو الغنى الحميد ) ( لقمان : 26 ) كه به صورت ( ان الله الغنى الحميد ) نيز قرائت شده است ( 1 ) . ابن الجزري اختلاف در أصول قرائي را به وجه أول ( يعنى به مورد اختلاف در حركاتي كه تغييري در شكل وصورت ومعناي كلمه ايجاد نمى نمايد ) مى پيوندد ومى گويد : ( واما اختلافهائى أمثال اظهار وادغام ، وروم واشمام ، وتفخيم وترفيق ، ومد وقصر ، واماله وفتح ، وتحقيق وتسهيل ، وابدال ونقل - كه از آنها به ( أصول ) تعبير مى شود - از آنگونه اختلافهايى نيست كه لفظ ومعنى از رهگذر آنها مختلف ومتنوع گردد ، زيرا اين صفات گوناگون ، يعنى اظهار وادغام وأمثال آنها - از ديدگاه أو - لفظ وكلمه را از اينكه يك لفظ وكلمه است خارج نمى سازد ، وبر فرض هم اگر بگوئيم : اختلاف اينگونه صفات در كلمه ولفظ ، باعث مى شود كه ما نتوانيم بگوئيم يك لفظ ويك كلمه است بايد چنين اختلافي را از نوع اختلاف مورد أول بدانيم ، يعنى در زمره ء اختلاف در حركات محسوب گردد كه به هيچوجه اختلافي در معنى وشكل كلمه ايجاد نمى كند ) ( 2 ) . ابن قتيبة به دنبال اين موارد هفتگانه مى گويد : ( همه ء اين وجوه را بايد كلام خداوند متعال برشمرد كه آنرا ( روح الأمين ) يعنى جبرائيل ( عليه السلام ) بر رسولش ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نازل كرده است ، به اين دليل كه آنحضرت در هر ما هي از ماه رمضان آنچه كه از قرآن نزد أو فرآهم مى آمد با جبرائيل ( عليه السلام ) معارضه ومقابله مى كرد ، وخداوند بر طبق مشيت به حق خود بر آن مى افزود ويا چيزى را نسخ مى كرد ؟ ! وهر طور كه مى خواست در رابطه با قرآن كريم دستوراتى در جهت توسعه وتسهيل بر بندگانش اعلام مى فرمود ، وازجمله ء آنها اين بود كه دستور داد هرگروهى مطابق لغت ولهجه وعادت خود از لحاظ تلفط ، قرآن كريم را قرائت كنند ) ( 3 ) .
--> 1 . رك : تأويل مشكل القرآن ، ص 28 ، 29 . فضائل القرآن : ابن كثير ، ص 38 ( ابن كثير ، در اين كتاب آنچه را كه باقلانى ياد كرده ، آورده است ) . النشر 1 / 26 ، 27 ( كه در آن وجوه اختلاف را آورده ووجوهى كه ابن قتيبة وامام فخر رازي آورده اند بازگو نموده است ) . القراءات واللهجات ، 13 - 20 ( كه همه ء وجوه را ياد كرده وميان آنها مقايسه نموده است ) . 2 . النشر 1 / 26 ، 27 . 3 . تأويل مشكل القرآن ، ص 30 .