السيد حيدر الآملي

مقدمه 30

جامع الأسرار ومنبع الأنوار

مير داماد . . . ) را بايستى با توجه به آثار أو مورد تفسير قرار داد زيرا كه محرمانه ترين اسرار خود را به اين آثار سپرده است . بدين ترتيب طرح حيدر آملى كه عشق أو به عنوان بيان آن طرح با آن پيوند دارد كاملا روشن است . حيدر آملى يك شيعى امامى است و براى أو تشيع ، تمامى اسلام و باطن آن است . تشيع از اين نظر تمامى اسلام است كه بر مبناى شريعت ، طريقت و حقيقت گذاشته شده است : همينطور تشيع از اين نظر باطن اسلام است كه حقيقت ، باطن شريعت و شريعت ، ظاهر حقيقت است و كسانى كه خود گنجينه و هم خازن معرفت باطني هستند امامان معصومند . وضعيتى كه در برابر حيدر آملى قرار دارد چنين است كه شيعيان از صوفيان و صوفيان از شيعيان بد مىگويند . شيعيان به صرف شريعت ، ظاهر ديانت بسنده مىكنند و صوفيان با فراموش كردن أصل خرقهء خود ، حقيقت را در خلاء رها مىكنند . شيعيان و صوفيان با قول به اينكه تعليمات امامان معصوم به علوم عاليه مربوط نمىشود - و حال آن كه آنان تعليم دهندگان علوم عاليه بودند - مرتكب خطا مىشوند . مؤمن ممتحن كسى است كه با اعتقاد به آرمان و تعليمات امامان معصوم به تمامى شريعت ، طريقت و حقيقت باور دارد . به همين دليل در برابر شيعه اى كه به شريعت بسنده مىكند شيعهء حقيقى ، صوفى است اما در برابر عارفى كه أصل خرقهء خود را فراموش كرده است شيعهء تام ( Shi'ite integral ) صوفى حقيقى است . همهء كوشش حيدر آملى در جامع الاسرار مصروف قانع ساختن دو گروه صوفى و شيعه خواهد بود كه يكى نمىتواند از ديگرى صرف نظر كند . اساسىترين بحث كتاب بزرگ جامع الاسرار اين است كه شيعيان حقيقى صوفيانند - عبارتى كه معناى آن جز با نظر به عكس آن فهميده نمىشود : صوفيان حقيقى شيعيانند . قرائت فاتحه و خاتمهء كتاب به دنبال هم بسيار جالب توجه است . از آن جايى كه درجاى ديگر فاتحهء كتاب « 19 » را ترجمه كرده‌ايم اينجا صفحات پايانى ، « خاتمهء كتاب » را برجسته خواهيم ساخت كه صورت وصيت نامهء معنوى دارد چنين صفحاتى بهتر از هر ملاحظهء ديگرى معرف شخصيت سيد حيدر است و با آشكار ساختن جهان معنوى أو اهميت و جسورانه بودن طرح أو را به ما مىنماياند .

--> « 19 » - ر . ك . مقالهء ما در Melanges H . Masse P . 17 - 29 . عين همين مقاله در اثر ياد شده در شمارهء 18 آمده است .